تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 383

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٣٨٣
به نفس عميق و آه سرد ، گاه بجيق و فرياد و گاه بخلسه و گاه برعشه ، و امثال ذالك كه اگر هر كس مختصر شعورى داشته باشد و خارج از صنف ما و شما هر دو باشد و بر شما وارد شود و نگران احوال ما و شما شود بطور تحقيق خواهد گفت كه اگر صورت است در شما است نه در ما . و مانند كلمهء صورت و دل است كلمهء ظاهر و باطن كه اين را هم بجاى آن استعمال كنند و گاه شود كه مراد ظاهر شرع و باطن شرع باشد كه براى شرع دو چيز قائل شده‌اند ظاهرى و باطنى كسانى را كه متعبدند بظواهر شرع يعنى تكاليف و احكام ، اهل ظاهر ميخوانند و خود را اهل باطن و مىگويند و راى اين ظواهر بواطنى هست يعنى نماز و روزه و حج و غيره هر يك را باطنى است و آن باطن افضل از اين ظاهر است و ما اهل باطنيم يكعده كه در ابتداء امر متفوه باينمقاله شدند بطائفه باطنيه موصوف گشتند و گاه شود كه از ظاهر اراده كنند رموز و تاويلات را و بما ميگويند شما اهل ظاهريد يعنى بهره شما از معانى فقط معانى ظاهريه تحت اللفظيه است و ما اهل باطنيم رموز و تأويلات و باطن قرآن و حديث را ميدانيم و بجاى باطن معنا نيز گويند ما اهل معنا هستيم شما اهل ظاهر و اهل لفظ و نظير اين كلمه كلمه قشر و لب است كه بما ميگويند شما اهل قشريد يعنى اهل پوست و ما اهل لبيم يعنى اهل مغز و مراد از پوست همان ظواهر شرع و مراد از لب همان بواطن متخيله و خيالات موهومه خود كه او را هم حقيقت نامند و ميگويند ما اهل حقيقتيم در اين جا بايد به ايشان گفت كه اين مصطلحات و تنويعات را چه كسى نهاده و بعد چه كسى شما را اهل باطن و اهل معنى و اهل لب و اهل حقيقت دانسته كه گفتهء او معتبر باشد بجز آنكه خود گوئيد و خود هم خود را بدين اوصاف بخوانيد
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 383 | الشيخ محمد جواد الخراساني