شرعيه را صورت ميدانند و در اشعارشان بر است و اين همان استغناى از شرع است كه اصلى از اصول تصوف است كه در كتاب البدعة ذكر شد ولى جرأت نميكنند علنى كنند يعنى رخصت دهند و الا در اشعارشان ظاهر كردند پيران بزرگشان گاه ظاهر كردند چنانچه بايزيد به مكه نرفت و طواف برگرد پير كرد و ابو الحسن خرقانى گفت به جائى برويد كه امر بمعروف و نهى از منكر در آنجا نباشد شمه از اين گونه اظهاراتشان در كتاب البدعة و التحرف گذشت بلى اينمعنى را چون كاملا نميتوانند ظاهر كنند و اشاعه دهند و عاميان را هم بايد بفريبند مريدان تازه هم بايد جلب كنند ناچار بدينگونه براى ايشان صورت را معنى مىكنند يعنى مقيدند به لباس مخصوص بعبا و عمامه و تحت الحنك و نعلين يا آنكه مقيدند در مجالس بفلان و در محافل بفلان و در طرز سخن گفتن بفلان و امثال ذالك پس بايد در جواب گفت اگر اين صورت است شما بيشتر به اين صورتها متظاهر هستيد شارب ، كلاه بلند تركدار گيسو ، پيراهن بلند ، تبرزين ، كشكول ، پوست ، لباس مرقع ، بلكه باشكال مختلفه گاهى بكلاه و گاهى بعمامه و در مقام رياست بازى هيچكس بگرد شما نميرسد تشريفاتى كه براى خود در مجالس قائل هستيد كه مريد بايد مؤدب وارد مجلس شود با اجازه بنشيند و گرنه سروپا باشد دست و زانوى مرشد را ببوسد هنگام خروج از مجلس پشت بمرشد نكند و آدابى كه براى پذيرفتن مريد داريد يعنى هنگام سر سپردن و امثال اينها بيشتر از همه صورتبازيهاى شعريست كه هر كدام يك ديوان غزل پر از لاف و گزاف و همواره مترنم به اين غزلها و اظهار عشق از خود ميكنند و ديگر صورتبازيهاى باسر و صورت و غمزههاى چشم و ابرو و صورت بازيهاى عاشقانه گاه
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — Page رضوان اكبر إله 382
Contributors: الشيخ محمد جواد الخراساني
P.رضوان اكبر إله 382