انقلاب ماهيت كرد و فلان سوزن به دريا انداخت ماهيان هر يك سوزنى برآوردند و فلان را در دريا متهم بدزدى كردند اشاره به دريا كرد ماهيان هر يك يك بدره زر به دهان گرفته در كشتى انداختند و سپس بر هوا جستن كرد و غائب شد يا فلان يك ماه رمضان در خانهء ميشد و در را بر روى او مىبستند و در را با كاهگل گل اندود ميكردند آنخانه روزنهء داشت كه هر افطار يك قرص نان از آن روزنه براى او ميانداختند روز عيد فطر كه در را باز ميكردند سى قرص نان موجود بود او را در اين يك ماه نخورده بود و نه خوابيده بود زيرا كه با همان وضوء اول ماه تا به آخر بوده و از اين قبيل خرافات كه فقط نسبت بمردهها ميدهند هر كس خواهد رجوع به تذكرهها كه نوشتهاند كند مانند تذكرة عطار و ديگران و اگرنه اينست كه اين كرامات اختصاص بمردهها دارد پس مائيم و اين موجودين ، هر كدام از جهت صادق دعوى براى امتحان حاضرند آماده شوند .
اما بعضى ديگر از امور غريبه مانند اخبار از مغيبات يا دميدن بر موضع الم و تسكين يافتن و دست در ديك كردن در حال جوش و منتر خواند بر ما رو عقرب و گزندگان و دعا خوانند بر نبات يا آب و شفا يافتن مريض و امثال ذالك بعدى ندارد و از اين گونه كارها ميكنند ولى خطاى عامى در اين است كه اين گونه امور را كشف حق و كرامت ناميده ، غيبگوئى كشف است ولى نه هر كشفى كشف حق است يعنى از حق است اين امور نه كرامت ، بين امور غريبه و كرامت عموم و خصوص مطلق است هر كرامتى امور غريبه است ولى نه هر امر غريب كرامت است عامى پندارد كه هر گردى گردو است چون هر گردوئى گرد است ، كرامت بمعنى تكريم حق
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحه رضوان اكبر إله 376
پدیدآورندگان: الشيخ محمد جواد الخراساني
صرضوان اكبر إله ۳۷۶