Skip to main content

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — Page رضوان اكبر إله 364

Contributors:

P.رضوان اكبر إله 364
احيانا مثلا از اينها خلافهائى سر زند يا اغراضهاى شخصى اعمال كنند يا اخلالهائى در مملكت كنند هنگاميكه شما بر آنها طعن ميزنيد چه ميگوئيد آيا غير اينست كه به همين نام آنها را طعن ميزنيد ميگوئيد پيروان على چنين كردند يا جمعيت قرءآن يا جمعيت اسلام مثلا چنين و چنانند آيا جا دارد كه كسى بر شما ايراد كند كه چرا ميگوئيد پيروان على چنينند يا جمعيت قرآن يا جمعيت اسلام چنينند يا بشما بگويد چرا بطور كلى ميگوئيد پيروان على چنين و چنانند آيا شما به ايراد او نمىخنديد آيا نمىگوئيد عمو مقصود نه پيروان على است يا جمعيت قرآن يا جمعيت اسلام ، بلكه مقصود اينها هستند كه خود را به اين نامها ناميده‌اند پس اى بيچارهء عوام اين ايراد را مكن كه چرا عرفان و عرفاء را مذمت ميكنند يا چرا همهء عرفا را بد ميگوئيد با آنكه آل محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلم عرفا بودند از اين گونه ايرادهاى عوامانه و الا پس اهل سنت واقعى نيز پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم و آل محمّد بودند پس سنى حقيقى ايشانند اهل جماعت ايشانند اهل حكمت ايشانند اهل كلام ايشانند اهل هر فضلى ايشانند پس چرا بطور مطلق مذمت از اهل سنت و جماعت ميكنى پس چرا استثنا نميكنى پس چرا علماء بعضى قدح‌ها كه از اهل حكمت و كلام دارند ميگويند حكما چنين متكلمين چنان چرا نميگويند غير از ائمه ، اين مطلق آوردن و استثنا نكردن از جهت آنست كه اسم و علم شده احتياج بقرينه و استثنا ندارد اگر اين مطلب را دانستى حال ميگوئيم كه آنچه اين جماعت او را عرفان ناميده‌اند مانند همان ياوه‌هاى حافظ است كه شنيدى عرفان نيست ، عرفان حقيقى فقه آل محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلم و فرمايشات ايشان است در توحيد و نبوت و ولايت و