پرش به محتوای اصلی

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحه رضوان اكبر إله 362

پدیدآورندگان:

صرضوان اكبر إله ۳۶۲
تصوف چنانچه در كلام قاضى نور اللّه گذشت همان فلسفه است كه اگر از راه درس و تعليم فرا گيرد يا از راه رياضت و تصفيهء نفس اولى را حكيم دوم را عارف گويند اين اسمش عرفان است حقيقتش تصوف است و حقيقت تصوف فلسفه است با اضافه بدعتهاى قولى و عملى . بدان ايعامى كه اين تصوف را همانطوريكه بر حسب اعمال و معتقدات در طى قرون تحولاتى دست داده چنانچه در كتاب البدعة ذكر شد بر حسب اسم و نام نيز تحولاتى دست داده در قرن اول كه قرن پيدايش او بود بنام زهد موصوف بود كسانى را كه بر اين و تيره بودند اگرچه در عقائد و اعمال مانند امروزيها نبودند زهاد و نساك و عباد مينمايد در دوره دوم نام تصوف پيش آمد آنانرا كه بر اين سيره بودند صوفى مينامند تا مدتها بنام صوفيت معروف بودند . دوره سوم نام عارف بميان آمد مسلك خود را عرفان و نام خود را عرفا نهادند تا اين دوره اخير كه گفتند ( نحن اولياء اللّه ) و اكنون خود را بعرفاء و اولياء اللّه و اهل اللّه و عشاق حق و اهل حق و اهل حقيقت و اهل معنا مينامند ولى نام صوفى و عارف نام تخصصى ايشان شده اما نامهاى ديگر بسر حد تخصص نرسيده بلى اگر در كلام خود ايشان باشد همان خود را منظور ميدارند اين باب نامگذرى از آنجا حادث شد كه چون در اسلام شعب متفرقه و مسالك مختلفه پديد آمد ناچار براى تفرقه حال هر يك نام گذارى شد هر كس براى خود نامى انتخاب كرد مانند آنكه امروز احزاب مختلفه و محفلهاى متعدده هر يك براى خودكامى ميگذارد و به آن نام معروف مىشود بنابراين اين در تفرقه اول كه بعد از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم حادث شد ما بين پيروان امير المؤمنين عليه السّلام و پيروان آن سه در زمان معاويه دو نام