اكنون از شما سؤال مىشود از هنگام پيدايش اين روش كه بعضى از معروف كرخى و بعضى از كميل ميدانند تا حال كه بيش از هزار و سيصد سال است چه خدمتى نسبت به حق كردهايد و چه از خود گذشتگى نسبت به خدا نشان دادهايد جز آنكه مجالس و محافلى به پا كردهايد و عربده كشيدهايد و الوان اطعمهء مفت و مجان خوردهايد نهايت خدمتى كه اگر از شما سر زده آنست كه خانقاهها ساختهايد و قبور پيران خود را با خرجهاى گزاف ساختهايد و يا دستگيرى از فقراى خود كردهايد و يا مالهاى زيادى خرج تشريفات خود و زر و زيور رباطها و خانقاهها كردهايد و يا اگر اهل علمى بودهايد وقت خود را صرف غزلهاى بىمعنى مانند غزلهاى حافظ كردهايد و عرفان بخرج عوام دادهايد اين عمليات را كه خدمت نميشود ناميد خدمت به حق اينها نيست اينها لازمة حزبيت است و خدمت بحزب ، بهائيها نيز از اين گونه بلكه صد چندان خدمات دارند تمام ملل متحزبه از اينگونه خدمات حزبى و مسلكى دارند اينها را نميشود به حساب خدا گذارد مگر به ادعا و خيال كه هر فرقهاى دارد .
ذات خداوند چون مستغنى و منزه از هرگونه خدمتى است پس نسبت خدمت بذات او شايستهگى ندارد لا جرم خدمت به او يا خدمت بدين او و يا خدمت باهل دين اوست شما كه خود را مسلمان ميدانيد و در بلاد شيعه هم اظهار تشيع ميكنيد و خود را شيعه ميدانيد چه خدمتى نسبت بدين و مذهب تشيع و اهل دين و شيعه كردهايد اما نسبت باهل دين كه معاذ اللّه شما مانند بهائيان اگر خدمتى داريد با ابناء جنس خود داريد و بس مگر آنكه بر سبيل اتفاق و تصادف از روى درماندگى و حفظ حيثيات خود يا جهات ديگر گاهى از شما نسبت به كسى تراوشى كرده باشد
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 357
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صرضوان اكبر إله ٣٥٧