ششم از راههاى عوامفريبى
ششم از راههاى عوامفريبى صحبت عشق است كه بسيار فريبنده است و چنان در ذهن عوام رفته كه بهترين چيزها و محبوبترين چيزها نزد خدا عشق است و غرض از خلقت عالم حصول عشق است و غرض از همهء اعمال عشق است و شيرهء همه اعمال عشق است بلكه خدا هم از عشقش خلقت عالم كرده بنابرين بهترين اشخاص و محبوبترين اشخاص نزد خدا كسيست كه داراى فضيلت عشق باشد و اين اشخاص كه موسوم به اهل عرفانند اهل عشقند و همواره دم از عشق ميزنند و دعوت بعشق ميكنند پس در نتيجه اينها افضل خلائقند و اولياء حقند بدين صغرى و كبرى عامى بيچاره فريفتهء ايشان ميگردد ولى عامى بيچاره نميداند كه هر كبرائى را بايد با برهان و هر صغرائى را با وجدان ثابت كرد تا نتيجهبخش باشد و درمورد بحث هر و تقليديست پس ارزشى ندارد اما فضيلتهائى كه براى اصل عشق است پس بايد گفت اولا حقيقت عشق چيست و ثانيا اين فضائل كه براى عشق گفته شد بگفته كيست اگر مراد از عشق محبت شديدهء است نسبت به حق پس اين معنا امرى است لا ينكر و در اخباو و آيات از محبت حق تمجيد و توقير شده ولى نه بطورى كه لب همهء اعمال و غرض از همهء اعمال و غرض از خلقت آن باشد بلكه لب همه اعمال و غرض از خلقت بندهگى است و ظهور مولويت حق جل جلاله چنانچه غرض از بعثت و تكليف ظهور مولويت حق است بلى محبت به حق مانند خوف و خشيت از حق و مانند صفا و وفاى با حق و مانند خلوص و اخلاص براى حق يكى از خصال مهمه و مورد عنايت حق است و تا حدى هم ميتوان گفت كه از اين نظائر