تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 351

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٣٥١
اجرتى ميگرفتم امروز براى تو مىنوازم و اجرتش را از تو ابريشم مى خواهم كه تارهاى چنگم را تازه كم پس خسته گشت چنك را در زير سر نهاد و خوابيد ناگاه عمر را خواب دست داد كه در آن وقت ويرا خواب معهود نبود پس در سر آن حالت فرورفت و از خدا خواست كه بار خدايا اين چه حالت است پس خداوند در خواب گفت كه بقبرستان رو كه در آنجا از بندگان خاص ما مرديست هفتصد دينار از بيت المال بر گير و بوى بده و بگو اين را در وجه ابريشم صرف كن هر وقت هم كه محتاج شدى باز بنزد ما بيا تا آخر قصه كه حيف است كتاب خود را باين‌گونه خرافات ملوث كنم ولى از اشاره مختصر چاره نيست حاصل آنكه ما منكر نيستيم كه اين فرقه هم مانند همه فرق به قصد خالص اعمال مجعوله خود را براى خدا كنند چه آنكه اين شيوه همه فرق است حتى آنكه خداوند از بت‌پرستان حكايت مىكند كه گفتند ما نعبدهم الا ليقربونا الى اللّه زلفى و هم از زراعات و حيوانات خود براى خدا نصيبى قرار مى دادند و براى بتان خود هم نصيبى چنانچه خداوند فرمايد و جعلوا للّه مما ذره من الحرث و الانعام نصيبا فقالوا هذا للّه بزعمهم و هذا لشركائنا فما كان لشركائهم فلا يصل الى اللّه و ما كان للّه فهو يصل الى شركائهم ساء ما يحكمون و هم منكر نيستيم كه قبولى عمل منوط باخلاص نيت است ولى ما نيت تنها را مدار نميدانيم و مغالطه و تلبيس در اين جا است ما سه چيز را دخيل ميدانيم يكى صحت عقائد دوم صحت عمل سوم صحت نيت . اما اول كه پر واضح است كه خداوند عمل فاسد العقيده را قبول نميكند اگرچه همان اعمال صحيحة را با قصد صحيح هم بياورد خواه آن فاسد العقيده كافر باشد يا مشرك يا منافق يا مخالف با حق از اهل مذاهب مختلفه