عمل ، هر دو را ميزان گرفته باز در عمل هر عملى را عمل نشمرده بلكه آنچه با سنت اصابت كند يعنى موافق با سنت محخقق باشد و آنچه با تفقه و از روى تفقه باشد و آنچه از وجهى و بر وجهى باشد كه اطاعت خدا باشد و خداوند به او امر فرموده .
ما در اعمال صوفيان از دو راه نظر داريم يكى از راه اعتقاد كه آنها را فاسد العقيده ميدانيم پس اگر اعمال صحيحهء واردهء از شرع را بوجه صحيح بياورند از ايشان صحيح و مقبول نميدانيم و يكى از جهت اعمال و اذكار و او را مخترعه كه موافق با سنت نيست پس چون اصل عمل باطل است حسن نيت در وى تأثيرى ندارد مثل اين دوم مثل آنست كه نماز را با لباس غصبى يا بضو و غسل به آب غصبى يا بى وضوء يا با خللى ديگر با يك خلوص و حسن نيتى بياورد مسلم اين نماز مقبول نيست زيرا بيكرهء عمل از اصل باطل است پس حسن نيت و خلوص قصد چه تأثيرى در وى خواهد داشت ؟
پنجم از راههاى عوامفريبى
پنجم از راههاى عوامفريبى حجتهاى عاميانه از قبيل ادعاهاى گزاف و دعويهاى پر لاف و از قبيل اين كه اين همه فريادها آخرى چيز نيست حافظ :
فرياد حافظ اينهمه آخر بهر زه نيست * هم قصهء غريب و حديث عجيب نيست
با آنكه فريادش غير هرزه چيزى نيست گفتههاى لاف و گزافش و حجتهاى عوامانهاش گذشت اين طريق نيز گول زدن است زيرا كه عامى بيچاره از آن صفائى كه خود دارد و سادهگى كه دارد لاف را واقع مىپندارد ناچار فريب مىخورد عامى اهل صورت و ظاهر است به همين ظاهرسازيها فريفته مىشود