تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 348

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٣٤٨
صوفيتش محرز باشد در حكم ببطلان و در مذمت و تكفير بلى اگر مطالعه كنند فقط بر علمشان افزوده خواهد شد .

دفع توهم

جاى اين توهم هست كه كسى ايراد كند كه چگونه در اول كتاب گفتى هر كتابى نخوانده عيب مكن ولى اين توهم باطل و اين ايراد بى جا است زيرا كه سخن در اينجا در شخص است كه صاحب كتاب است و معلوم بودن حال هر شخصى تنها موقوف به خواندن كتابش نيست بلكه از اعتراف او و از دعوت و تبليغ او و از ادعاى او و از انتساب او بفرقهء مخصوص هم معلوم مىشود پس عيب و تكفير او ملازمهء با خواندن كتابش ندارد بلى مجهول الحال را بايد از كتابش استظهار كرد ، و در آنجا سخن از جهت نفس كتاب بود و عيب كتاب هم از دو راه مىشود يكى از جهت فنون علمى ، ادبى ، يا سبكى ، يا نظمى ، يا ترتيبى ، يا استدلالى ، و امثال ذالك و اين البته موقوف است بخواند ولى اينهم منظور ما از آن بيت نبود ديگر از جهت حق و بطلان و صحت و فساد و البته منظور ما اين بود و لذا گفتيم تا به آخر بخوان گر بينى حق بود اعتراض و ريب مكن و چون معلوم است كه غرض از خواندن دانستن است پس معلوم است كه منظور ما در حكم به صحت يا فساد و حق يا باطل هر كتاب آن كتابى است كه ناخوانده / مرش معلوم نباشد به اين كه صاحبش معلوم الفساد نباشد يعنى فساد عقيده‌اش از خارج معلوم نباشد ، و هم وضع كتابش وضع كتاب دينى و مذهبى و مسلكى باشد يعنى در امر دين و مذهب و مسلك نوشته باشد پس در اين صورت ناخوانده نميشود حكم به صحت با فساد كرد و چون حال اين عبد