نميدانم چگونه بعوام كه ميرسد بلبل مىشود بعالم كه ميرسد اهل صمت و سكوت مىشود اگر شما توانستيد اين جماعت را بمناظره و محاجه حاضر كنيد شق القمر كردهايد به اينجا كه ميرسد ميگويد مناظره مذموم است ، آيا براى رفع اختلاف هم مذموم است يا چگونه بدون مناظره مىشود مطلبى را پذيرفت يا حقى را ثابت نمود اين جماعت از ما متوقعند كه ما هم مانند عوام تقليدانه از آنها بپذيريم و اين روا نيست عقلا و شرعا بلكه متوقعند كه باطل و خرافات را بعنوان صحيح از ايشان بپذيريم اين جماعت در ميان همه ملل دنيا استبداد ميورزند و مخالف با همه ملل ميباشند هر ملتى كه از او باطلتر در دنيا نيست مانند بهائيها حاضر است براى مناظره و احقاق حق جز اين گروه كه بهيچوجه حاضر نيستند من هنوز نشده است كه يكى از اين عرفانمأبها را بسخن بياورم و آنچه از او بپرسم جواب بگويد : و حقيقت مسلك خود را بگويد عوامشان با آنكه قابل صحبت نيستند حاضر به صحبت نيستند چه رسد بمراشدشان اگر از عامى بپرسى كه حقيقت مسلك تو چيست كه از ما جدا هستى همه اش طفره ميرود ميگويد ما اهل حقيقتيم يا ميگويد هر چيزيرا مغزى است بايد پى مغز رفت يا ميگويد همهاش ظاهر نيست آخر يك حقيقتى هم در كارست يا ميگويد ما اهل عشقيم مقصود از ايجاد عشق است يا ميگويد اهل معنا و حقيقت را نميشود منكر شد يا ميگويد اشخاص بزرك در دنيا بسيار بودند صاحب كرامت و كشف از اين گونه جوابها كه همه طفره از جواب است و هيچ مربوط بسؤال نيست . اى بيچاره بايد حقيقت را پيدا كرد حقيقت در كار است اهل معنا را نميشود منكر شد بزرگان در دنيا بسيار بودند چه دخلى دارد بسؤال ما ما از تو ميپرسيم مسلكت را بگو
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 344
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صرضوان اكبر إله ٣٤٤