تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 342

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٣٤٢
مىگوئيم اى عامى بيچاره چگونه از يك عده مدعى ، باور ميكنى آن هم از كسانى كه اكثر آنها مثل تو جاهل هستند يا يك پرده از تو دانا ترند آخر چگونه مىشود آن را فرض كرد بلى اگر طرف يك نفر يا دو نفر يا ده نفر يا بيست نفر باشند ميتوان احتمال نفهمى دربارهء آنها داد نه آنكه طرف هزاران هزار از علماى كبار در همهء قرون و اعصار كه در مقابل آنها عدهء كه موسوم بعرفانند از پنج درصد هم كمترند و چگونه اين علماء كلمات ائمه كلمات پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم ، كلمات خدا را ميفهمند فقط كلمات اين مشت بشر خودبين خودستا را نميفهمند مگر اينها چه گفته‌اند و چه ميگويند و چگونه شد كه حدود چهارده قرنست كه اين نزاع و مخاصمه ادامه دارد هنوز اين دستهء از علما حرفهاى آنها را نفهميدند با آنكه آنها كتابها نوشتند و شرح گفته‌هاى خود دادند و ميدهند خيلى عجيب است كه باز هم نميفهمند راستى خيلى عجيب است اين علما در هر علمى كه وارد مى شوند مبرز ميشوند و در هر علمى تاليفات دارند هر غلطى را انقادى ميكنند سبحان اللّه مگر اين يك مشت چه ميگويند كه حرفهاى آنان را نميتوانند فهميد . ايعامى چگونه فكر نكرده تصديق ميكنى و اين ادعا را از اين جماعت ميپذيرى و اينهمه علماء را كه از صدر ازل تاكنون آمده‌اند همه را رمى به نفهمى ميكنى عجيب‌تر آنكه اگر علماء نميفهمند پس تو چگونه فهميدى و چگونه خود را در فهم از علما برتر حسابكردى آرى اين نفهمى آلت هر مدعى باطلى است كه چون در مقابل خصم خود عاجز باشد استعمال مىكند ولى نه چنين است ايعامى مدعى خود ميداند كه نفهمى در كار نيست و خود ميدانند كه ما از او بهتر ميفهميم حرفهاى ! او هم مانند حرفهاى ديگران