الا طغيانا و كفرا بلكه ميگويند لا تذرن آلهتكم و لا تذرن ودا و لا سواعا و لا يغوث و يعوق و نسرا . اللّه اللّه بعد از ظهور حق و تبيين هدى ديگر جاى عذر براى شما نميماند چه اهميت دارد و چه مانعى دارد كه از شخصى يا قومى كه حقيقت حال ايشان بر شما روشن شد دست برداريد و تبرى كنيد هر يك از شما در دورهء عمر خود چقدر مصادف شدهايد با اشخاصى كه به آنها حسن ظن پيدا كرديد و مردمان نيك ميپنداشتيد و پس از چندى بر شما معلوم شد كه آنطور كه گمان ميكرديد نيست يا از او فسقى ديديد قهرا و طبعا از او برگشتيد اين را هم نيز همچنان فرض كنيد شما تاكنون در اثر فريفتهگى به لفظ عشق و عرفان و بكلمهء عرفاء و بزرگان گمان نيك دربارهء حافظ و امثال او داشتيد اكنون كه بر شما واضح شد چرا از تبرى از اين جماعت استنكاف ميورزيد مگر به اين جماعت دست بيعت دادهايد كه نقض نميتوانيد كنيد يا مگر اين جماعت پيغمبر يا امام شمايند كه به هيچ وجه خلاف و خطا و فساد دربارهء ايشان باور نميكنيد متذكر شويد كه خداوند ميفرمايد و لئن اتبعت اهوائهم من بعد ما جائك من العلم انك اذا لمن الظالمين فرضا فقيهى يا محدثى از حافظ يا مانند حافظ تمجيدى كرده يا عبارتى گفته كه موهم تمجيد است يا تأمل در قدحش كرده از باب گول خوردن از ديگرى مانند خودش يا از وجوه ديگر مانعى ندارد اشتباه و خطائى است كه از او در موضوعى از موضوعات صادر شده ديگر بعد از شهود و عيان كه نبايد از او تقليد كرد هرچند شخص بزرگى باشد چنانچه فقيهى يا مرجع تقليدى اگر از باب حسن ظن به ظاهر شخصى از او تمجيد كند يا او را تعديل كند اگر شما بر احوال او مطلع شديد يا بر فسق او واقف شديد باز هم در اعراض از او ترديد ميكنيد باز هم عذر
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 340
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صرضوان اكبر إله ٣٤٠