پرش به محتوای اصلی

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحه رضوان اكبر إله 330

پدیدآورندگان:

صرضوان اكبر إله ۳۳۰
دو امر يعنى در بعضى از امور جبر و در بعضى تفويض و از جهتى جبر و از جهتى تفويض و اجمالش چنان بود كه گفتيم تفصيلش خارج از وضع اين مختصر است اين مقدار هم بمقتضاى ناچارى از جهت بينائى سادگان تحرير يافت بهر حال مذهب اماميه بر خلاف جبر است و هر كس قائل بجبر باشد از مذهب اماميهء جعفريه خارج است كائنا ما كان .

طريقهء نهم

طريقهء نهم از اشعار بىمعنى تناقض‌گوئى است و اينهم بديهى است كه شخص متناقض گو عارف و مرد خدا نيست ولى آنچه امر در سهل مىكند اين است كه اين مرد بطوريكه از اشعارش معلوم شد بر يك عقيدهء ثابت و محكم نبوده و بر يك مسلك و مرام تا به آخر نبوده تا بر او خورده‌گيرى شود و ايراد تناقض بر او شود اهل تملق و طمع هم كه بوده پس از اين جهت هر وقتى بمقتضاى حال آنوقت چيزى مىگفته و اين غزلها را در مدت عمر خود در اطوار مختلفه خود بحسب احوال مختلفه و مقتضيات مختلفهء احوال سروده و بعدا منتظم گرديده پس متناقض مىنمايد ، اشخاصى كه مفتون گفته‌هاى بىاصل مغويان گرديده‌اند و او را يگانه مرد با حقيقت و ثابت العقيده و محكم ايمان و عارف بىهمتا ميپندارند ناچار حل اين متناقضات بر آنها مشكل مينمايد پس نظر بحسن ظن خود ناچارند كه يا غمض عين از تهافت و تناقض آنها كنند و حمل بر نفهمى خود كنند تا حمل بر صحت كرده باشند ، و يا و جهانى از خود ببافند تا رفع تناقض كنند اما آنان كه از حقيقت مرام او با اطلاعند اين متناقضات در نظر ايشان هيچ غريب نميآيد و هيچ محتاج بحمل و تأمل هم نيست بلكه لازمهء شخص مصلحت‌انديش ،