تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 328

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٣٢٨
استيقنتها انفسهم ظلما و علوا زيرا كه بهر كدام كه مىنگرى پنديات و نصايحى دارد يا بشعر و يا به نثر كه مردم را امر و نهى و تشويق و تحذير و ترغيب و ترهيب مىنمايند و امر بهمت و كوشش و جديت مىكنند پس بايد بايشان گفت كه اگر همه چيز بسته بقضاء و قدر است پس اين پنديات و اين امر بهمت و كوشش و امر بصبر و استقامت و جديت چه معنى دارد عنقريب گفته‌هاى حافظ بر ضد جبر و امر بسعى و كوشش و جديت نيز بيابد . فرق دوم بين عدل و جبر اينست كه ما قائل به قضا و قدر به تنهائى هستيم اما در تكوينيات نه در شرعيات و تكليفيات يعنى در اموريكه خارج از عمل ماست چون سرما و گرما و باران و زلزله و صاعقه و نمو مزارع يا فساد آنها و امثال ذلك اما در آنچه از عمل ما است كه براى او تكليفى از شرع معين شده يا بامر ، يا به نهى خارج از تحت قدرت و اختيار ما نيست و ما عقلا و شرعا موظف بانجام آنها هستيم قضا و قدر در اينجا معلق بر اراده و اختيار ماست نه اراده و اختيار ما تابع قضا و قدر است جبريها نيز در اينجا بطور كلى تكوينيات و تكليفيات هر دو را به قضا و قدر حق ميدانند و ميگويند ارادهء بنده تابع ارادهء حق است يعنى آلت اراده حق است مولوى . آلت حقى تو فاعل دست حق ، و در تحت ارادهء او مقهور است پس آنچه بنده از نيك و بد انجام ميدهد اگرچه با اراده انجام ميدهد اما همچون بى اراده انجام ميدهد پس فاعل نيك و بد در حقيقت خدا است بطلان اينهم بالوجدان با قطع نظر از آيات و اخبار و برهان نيز واضح است زيرا كه ما خود بالوجدان ميبينم كه خود را كنندهء خير و شر مىيابيم و در خير خود را مدح مىنمائيم و ميستائيم و در شر خود را تا بتوانيم تبرئه مىكنيم
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 328 | الشيخ محمد جواد الخراساني