تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 327

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٣٢٧
عدل نفى جبر است . در اينجا ما مختصرى فرق بين عدل و جبر را بيان ميكنيم بطوريكه عوام فهم باشد و دليلش واضح و روشن باشد تا اشتباه كارى نشود و بر ذهن عوام بيچاره شبهه داخل نشود زيرا كه از شيوه اين مغويان تلبيس و اشتباه كاريست پس عامى ساده مأمون از شبهه كارى نيست بدان ايعامى ساده كه ما منكر قضا و قدر حق نيستيم بلكه قضا و قدر حق را چه در ارزاق و چه در اعمار و آحال و چه در كسب فضائل و كمال و چه در نيل بمقاصد و مآل و چه در كسب جاه و مال بر دو نوع ميدانيم يكى حتمى يعنى قضاى لا يتغير و لا يتبدل مثل اصل مردن كه براى هر كسى هست و چاره پذير نيست و ديگرى معلق يعنى موقوف بر عمل بنده و همت او و حركت اوست از اينجا يكفرق بين ما و جبريها صورت ميگيرد و آن اينست كه جبريها دو نوع قائل نيستند بلكه همه را يك نوع ميدانند و همه را غير قابل تغيير چون همه باراده ازلى حق است و اراده ازلى حق غير قابل تغيير و بطلان اين معنا محتاج ببرهان نيست بلكه وجدان كافيست چه آنكه خلافش را بالوجدان مشاهده ميكنيم زيرا كه فرق مىبينم بين كسانى كه اهل همت و عملند در نيل بمقاصد و رسيدن بمطالب و كسانى كه تنبلند و سستى مى ورزند و فرق بسيار مىيابيم بين كسانى كه در دفع بلا و امراض از خود كوشش و جديت مىكنند و كسانى كه باهمال واميگذارند و همچنين در همه امور ، و گذشته از آنكه اخبار و آيات تحريص و ترغيب بر همت و عمل و كوشش مىنمايد اين امر حسى و وجدانيست بلكه اگر بحقيقت بسنجى جبريها نيز فقط به زبان در مقام اعتقاد ، جبرى هستند و الا در مقام عمل بالفطرة با آنكه خود متوجه نيستند مخالف با جبرند ، و جحدوا بها و