راز درون پرده چه داند فلك خموش * اى مدعى نزاع تو با پرده دار چيست
سهو و خطاى بنده اگر نيست اعتبار * معنى عفو و رحمت پروردگار چيست
زاهد شراب كوثر و حافظ پياله خواست * تا در ميانه خواسته كردگار چيست
گر رنج پيش آيد و گر راحت ايحكيم * نسبت مكن به غير كه اينها خدا كند
در كارخانهء كه ره عقل و فضل نيست * فهم ضعيف رأى فضولى چرا كند
مرا برندى و عشق آن فضول نيست * كه اعتراض بر اسرار علم غيب كند
پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت * آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد
من ز مسجد بخرابات نه خود افتادم * اينم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد
چه كند كاز پس دوران نرود چون بر كار * هر كه در دائره گردش ايام افتاد
گر جان ندهد سنك سبله لعل نگردد * باطينت اصلى چه كند بد گهر افتاد
مرا مهر سيه چشمان ز سر بيرون نخواهد شد * قضاى آسمان است اين و ديگر كون نخواهد شد
مرا روز ازل كارى بجز رندى نفرمودند * هر آنقسمت كه آنجا شد كم و افزون نخواهد شد
حكم مستورى و مستى همه بر خاتمت است * كس ندانست كه آخر بچه حالت برود
جام مى و خون دل هر يك به كسى دادند * در دائره قسمت اوضاع چنين باشد
آن نيست كه حافظ را رندى بشد از خاطر * كاين سابقه پيشين تا روز پسين باشد
عيبم مكن برندى و بدنامى اى حكيم * كاين بود سرنوشت ز ديوان قسمتم
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 324
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صرضوان اكبر إله ٣٢٤