تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 324

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٣٢٤
راز درون پرده چه داند فلك خموش * اى مدعى نزاع تو با پرده دار چيست سهو و خطاى بنده اگر نيست اعتبار * معنى عفو و رحمت پروردگار چيست زاهد شراب كوثر و حافظ پياله خواست * تا در ميانه خواسته كردگار چيست گر رنج پيش آيد و گر راحت ايحكيم * نسبت مكن به غير كه اينها خدا كند در كارخانهء كه ره عقل و فضل نيست * فهم ضعيف رأى فضولى چرا كند مرا برندى و عشق آن فضول نيست * كه اعتراض بر اسرار علم غيب كند پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت * آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد من ز مسجد بخرابات نه خود افتادم * اينم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد چه كند كاز پس دوران نرود چون بر كار * هر كه در دائره گردش ايام افتاد گر جان ندهد سنك سبله لعل نگردد * باطينت اصلى چه كند بد گهر افتاد مرا مهر سيه چشمان ز سر بيرون نخواهد شد * قضاى آسمان است اين و ديگر كون نخواهد شد مرا روز ازل كارى بجز رندى نفرمودند * هر آنقسمت كه آنجا شد كم و افزون نخواهد شد حكم مستورى و مستى همه بر خاتمت است * كس ندانست كه آخر بچه حالت برود جام مى و خون دل هر يك به كسى دادند * در دائره قسمت اوضاع چنين باشد آن نيست كه حافظ را رندى بشد از خاطر * كاين سابقه پيشين تا روز پسين باشد عيبم مكن برندى و بدنامى اى حكيم * كاين بود سرنوشت ز ديوان قسمتم