او گفته : اگر فيض روح القدس مدد كند و اين غير ادعاى ثبوت است ، گوئيم مقصود از كلمهء اگر براى ديگر انست نه براى خود و پير خود يعنى غرض از آوردن لفظ اگر اثبات كليت است يعنى بهر كس مدد كند چنين كند چگونه براى خود مدعى نباشد و حال آنكه براى مثل شاه شجاعى گويد :
داور دين شاه شجاع آنكه كرد * روح قدس حلقهء امرش به گوش
و نيز بطور كلى براى نوع و بالخصوص اهل شيراز ادعا كرده :
گر روى پاك و مجرد چو مسيحا بفلك * از فروغ تو بخورشيد رسد صد پرتو
بشيراز آى و فيض روح قدسى * بجوى از مردم صاحب كمالش
شبان وادى ايمن گهى رسد بمراد * كه چند سال بجان خدمت شيعب كند
در اينجا توهين است : اول آنكه خدمت خود را به پير مانند خدمت موسى بشعيب فرض كده ، دوم آنكه رسيدن موسى عليه السّلام را بمقام نبوت و الوالعزمى در اثر خدمت بشعيب دانسته و اين غلط است و توهين بمقام مقدس حضرت موسى عليه السّلام است چه آنكه مسلم است كه موسى پيغمبر او العزم و افضل و برتر از شعيب است پس رسيدن بمقام بالاتر از خدمت بپائينتر حاصل نميشود بعلاوه ما در محل خود ثابت كرديم كه مقامات انبياء در اثر اكتساب نيست بلكه موسى عليه السّلام از همان حين ولادت بلكه قبل از ولادت منتخب به پيغمبر اولو العزمى بود و خدمت موسى عليه السّلام بشعيب عليه السّلام را نه براى رسيدن بآنمقام است بلكه براى امرى ديگر بود .
آب « 1 » حيوان اگر آنست كه دارد لب دوست * روشن است اينكه خضر بهره سرايى دارد
هامش
( 1 ) براى شاهست و شايد براى پير باشد بهر حال ببين كه چگونه خضر را در جنب او پست كرده .