پس از شما سوال مىشود ، آيا اين خرقهء تصوف يعنى آئين صوفيگرى عام است يا خاص يعنى آيا مخصوص بعضى است يا بر وجه عموم است ، چه آنكه بزعم شما مايهء سعادت و كمال بشريت است ، پس براى همهء بشر است .
پس اگر عام است پس چرا پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم همه را بدينگونه تربيت نفرمود و چرا رسما از عموم دعوت بتصوف نكرد و چرا هيچكس ديگر از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم نقل نكرد آيا ميتوان گفت پيغمبر هم تقيه ميفرمود و چرا ائمه ( ع ) همهء ايشان يا بعضى از ايشان متظاهر بتصوف نشدند و دعوت را رسمى نكردند تا آنكه هر كس قابليت داشته باشد بكمال برسد بر فرض همه قابليت ندارند آنان كه قابلند چرا بايد از آنها دريغ داشت ، بلكه اينهم مانند احكام ديگر كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم و ائمه ( ع ) نشر دادند بسيارى موافقت ميكنند و بسيارى مخالفت .
و اگر خصوصى است چگونه شد از زمان امير المؤمنين عليه السّلام بلكه از زمان پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم تا آخر زمان غيبت صغرى كه زمان ائمه ( ع ) است كه قريب بسيصد سال مىشود در اين طول مدت اشخاص برجستهء كامل حداقل فرض ميكنيم هزار نفر بالاتر از كميل و معروف و يا نه مساوى با آن دو بودهاند و بهيچيك پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم يا امام عليه السّلام دستور روش تصوف را ندادند كه از بيچارگى كميلى بريش كميل و معروفى بدم معروف چسبيده بر فرض هم كه خصوصى باشد باز هم تربيتشدگان بايد فوق تواتر باشند .
باز هم فرض ميكنيم خصوصى است به اندازهاى هم خصوصى است كه احدى لياقت اين دو نفر را نداشت و استعداد ايندو نفر فوق همه بود ، و
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 35
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صالبدعة والتحرف ٣٥