تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 34

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٣٤
كميل مثلا يا معروف به تو رسيده پس از جنس گفتنى است نه از جنس ديدنى . بعلاوه چرا گفتنى نيست مانع از گفتن چيست اگر مانع تقيه است شما كه جائى براى تقيه باقى نگذارده‌ايد گفتارهائى و رفتارهائى داريد كه بر خلاف دين و خلاف مذهب است و هيچ تقيه نميكنيد اينهم مانند آنها باشد مگر آنكه آن اسرار انكار خدا و معاد و نبوت باشد و الا چيزى ديگر باقى نگذاشته‌ايد و اگر مانع عدم قابليت و استعداد است ، پس اينهمه گفتارهاى لغز و پيچ‌درپيچ در نظم و نثر داريد كه مريدانتان هيچ نميفمند اينهم يكى از آنها باشد بعلاوه آنكه اگر نميفهمند پس دعوت بسوى چه ميكنيد پس چرا مردم را وانميگذاريد « 1 » بدين و مذهب خود ، اسرارى كه پس از يك عمر دنبالش بدود باز هم لياقت پيدا نكند مگر آنكه بمقام ارشاد برسد آن هم از هر دوره يك نفر يا دو نفر اينهمه دعوت و هياهو ندارد . بالجمله بحث ما از حيث اسرار نيست مغالطه و مخالطه نشود بحث ما با شما از جهت خرقهء تصوف است يعنى آئين تصوف از گفتار و رفتارش
هامش
( 1 ) چه مناسب است اين گفته با فرمايش حضرت زين العابدين ( ع ) روزى آن حضرت به مسجد الحرام وارد شد حسن بصرى را ديد كه نزد حجر الاسود مردم را جمع كرده و برايشان قصه مىكند آنحضرت پيش آمد بوى فرمود يا حسن آيا ميپسندى مرك را براى نفس خود گفت نه فرمود پس عملت را براى حساب گفت نه فرمود آيا در آنجا غير اين دار دارى براى عمل هست گفت نه فرمود آيا خدا را در همهء روى زمين پناهگاهى براى خلق غير اين خانه هست گفت نه فرمود فلم تشغل الناس عن الطواف يعنى پس چرا مردم را از طواف خانه خدا مشغول ميسازى پس به اين جماعت نيز بايد گفت آيا غير پيغمبر و امام ( ع ) پيغمبر يا امام ديگرى هست خواهند گفت نه پس بگو آيا غير قرآن و سنت و اقوال ائمه راهى بسوى دين هست خواهند گفت نه پس بايد گفت چرا مردم را بدينشان وانميگذاريد و باسم اسرار و بافندگى ؟ ؟ ؟ و آنها را از دينشان مشغول ميكنيد .