تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 295

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٢٩٥
شده چگونه اينهمه راه را ميرود تمام بيت اين است بعد از آن بيت بنگاله ميرود :
طى مكان ببين و زمان سلوك شعر * كاين طفل يكشبه الخ . . .
ولى اين فريبندگان نصف اول را كه مقصود را واضح مىكند نميخوانند مصرع دوم را براى گيج كردن مىخوانند چنانچه در بنديات و در عشق و در امور ديگر نيز يك بيت و يا يك مصرع را مىخوانند تا راه گم كنند و معلوم نشود كه در چه موضوع گفته ، شنوندگان گمان ميكنند كه در پنديات است يا در عشق است . و اما بيت چهارم : مقصود از رخ يار حاجى قوام است اين غزل را بنام او گفته و مقصودش از ديدن عكس او در جام از اين ابياتش معلوم مىشود كه كنايه است از آنكه ما پياله را بعشق روى تو مىخوريم ما جام نمىبينيم عكس تو را در جام مىبينيم چنانچه در جاى ديگر نيز گفته :
عكس روى تو چو در آينه جام افتاد * صوفى از خندهء مى در طمع خام افتاد اين همه عكس مى و نقش و نگارى كه نمود * بك فروغ رخ ساقى است كه در جام افتاد
ايضا براى شاه گفته :
حباب‌وار براندازم از نشاط كلاه * اگر ز روى تو عكسى بجام ما افتد
يعنى اگر توجه تو بما شود و اگر جام گيرى ما مورد نظر تو گردد بعد گويد :
ببارگاه تو چون باد را نباشد بار * كى اتفاق مجال پيام ما افتد
اين را براى شاه گفته و اما بيت پنجم مرادش آنست كه هر كس داراى عشق شد پاى او در فراز
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 295 | الشيخ محمد جواد الخراساني