تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 291

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٢٩١
چيزها را استفتاء مينمايند و يا آنكه علماء را مورد امتحان با چه چيزها قرار ميدهند آيا ديگر دربارهء چنين مردمى كه منغمر در جهالتند توقع و انتظار ميرود كه ترقى كنند و مراتب كمال را طى كنند يا بسعادتى نائل شوند هيهات هيهات فتربصوا انكم من المتربصين ، اكنون مقدارى از اين مجملات ذكر كنيم . 3 - كاين طفل يكشبه ره صد ساله ميرود ، 4 - ما در پياله عكس رخ يار ديده‌ايم ،
5 - عجب علميست علم هيئت عشق * كه چرخ هشتمش هفتم زمين است ، 6 - مى دو ساله و محبوب چهارده ساله * همين بس است مرا صحبت صغير و كبر 7 - نگويمت كه همه ساله مىپرستى كن * سه ماه مى خور و نه ماه پارسا ميباش 8 - پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت * ناخلف باشم اگر من بجوى نفروشم 9 - گفتم كه خواجه كى بسر حجله ميرود * گفت آنزمان كه مشترى و مه قرآن كنند 10 - ماه شعبان منه از دست قدح كاين خورشيد * از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد
حافظ در غزلى كه بنام شاه منصور گفته اشاره بمعما گوئى خود كرده ،
سخن سربسته گفتى با حريفان * خدا را زين معما پرده بردار
بهر حال معماهائى كه در ديوان حافظ است بيش از همين چند بيت كه ذكر كرديم نيست ، اينها هم معما نيست بلكه براى كسانى كه از مرام و مسلك حافظ مطلعند واضح و آشكار است بعضى هم معماى ادبى است يعنى نكات دقيقه تشبيه است كه محتاج بتامل زياد است مانند همان بيت : كشتى