تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 33

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٣٣

اشكال لاينحل بر پيروان معروف

از همه بالاتر اشكال ديگريست كه اين حقير مينمايم كه تا ابد از عهدهء جواب نتواند برآيند و آن اينست ، كه با اين جماعت خطاب كرده ميگويم بحث ما با شما در اسرار نيست كه چند سرى را مثلا امير المؤمنين عليه السّلام بكميل داده باشد يا حضرت رضا عليه السّلام فرضا چند سرى بمعروف گفته باشد تا بحث از شايستگى كميل و معروف بميان آيد يا آنكه مطالبه بدليل اثباتش شود ، بلكه فرض بگيريد كه چنين شايستگى بوده ابداع اسرارى هم به آنها شده اين چندان مهم نيست حذيفه هم مستودع اسرار پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم بودند حبيب بن مظاهر و ميثم تمار نيز مستودع اسرار امير المؤمنين عليه السّلام بودند ، اينكه قابل بحث نيست گو اينكه اين دو هم در نزد شما باشند نهايت خواهيم گفت آن اسرار را نه تو دانى و نه من چنانچه حافظ نيز به اين معنى اعتراف كرده :
ز سر غيب كس آگاه نيست قصه مخوان * كدام محرم دل ره در اين حرم دارد ايضا برو اى زاهد خودبين كه ز چشم من‌وتو * راز اين پرده نهان است و نهان خواهد بود ايضا حافظ اسرار الهى كس نميداند خموش * از كه ميپرسى كه دو روزگاران را چه شد
شاهد بر اينكه شما اهل اسرار نيستيد و چيزى از اسرار هم نميدانيد نيز اينست كه تاكنون همه‌اش دعوى ميكنيد كه اسرارى بما رسيده هرگاه سئوال ميكنند كه چيست آن اسرار در جواب ميگوئى گفتنى نيست ديدنى است ، اين خود علامت اين است كه چيزى ندارى و الا اگر اسرارى از