تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 278

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٢٧٨
معنى شاهد است ديگر مكرر نميكنيم و همچنين توبه‌هايش نيز شاهد است كه ميگويد :
صد بار توبه كردم و ديگر نميكنم

شاهد دهم بر وهن حافظ لغو و ياوه‌گوئى اوست

آنكه بسيار اشعارش بىمعنى و لغو و ياوه گفته و كسى كه مهمل بافى كند يا لغوگوئى و ياوه‌سرائى كند عاشق و عارف نيست قال اللّه تعالى : قد افلح المؤمنين الذينهم عن اللغو معرضون ، و اذا مروا باللغو مروا كراما بىمعنى و ياوه‌سرائى را انواعيست يكى آنكه خارج از اعتدال رود ، در مدح يا عشق يا هر ادعا از جهة تشبيه و تنظير و تجليل بطوريكه از امكان عقلى يا عادى خارج باشد كه در اين صورت از واقع‌گوئى خارج شده گزاف و لاف ناميده مىشود و معلوم است كه لاف و گزاف را نمىشود عرفان يا عشق به حساب آورد و الا اگر باب عشق و عرفان به اين سهولت باشد كه هر گزاف و لافى را از وى بدانيم و عشق و عرفانش محسوب بداريم ديگر زحمت و مشقت و رياضت و از خود گذشتگى و وارستگى لازم ندارد بلكه براى هر كس اين مقام حاصل است . دوم آنكه طريق لغز و معمى به پيمايد ، بديهى است كه معمىگوئى نيز از آثار عرفان نيست و الا هر معمىگو بايد عارف باشد ، معمىگوئى محتاج به صرف وقت و دقت زيادترى است و عارف وقت خود را مصروف امر بيحاصل نميكند زيرا كه مقصود اگر فهميدن است معما گفتن نقض غرض است و اگر مقصود نفهميدن است پس نگفتن اولى است و اگر مقصود اظهار فضل است در معما گوئى فضلى نيست بعلاوه عارف اظهار فضل نميكند آن هم فضل ادبى را گر مقصود پوشاندن بر غير اهل است آن هم