تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 276

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٢٧٦
درر ز شوق بر آرند ماهيان بنثار * اگر سفينه حافظ رسد بدريائى نديدم خوشتر از شعر تو حافظ * بقرآنى كه اندر سينه دارى بشعر حافظ شيراز ميرقصند و مينازند * سيه چشمان كشميرى و تركان سمرقندى

شاهد هشتم بر بىصفائى او حسد است

آنكه خالى از حسد نبوده و كسى كه داراى حسد باشد از عشق و عرفان عارى است :
من آن نگين سليمان به هيچ نستانم * كه گاه‌گاه بر او دست اهرمن باشد روا مدار خدايا كه در حريم وصال * رقيب محرم و حرمان نصيب من باشد هماى گو مفكن سايه شرف هرگز * برآند يار كه طوطى كم از زغن باشد
اگر مقام عشق است اين رقابت يعنى چه و اگر دنيا است پس چرا عشق و عرفان مينامند
در تنگناى حيرتم از نخوت رقيب * يا رب مباد آنكه گدا معتبر شود پنهان ز حاسدان بخودم خوان كه منعمان * خير نهان براى رضاى خدا كنند
قبل از بيت گفته :
پيراهنى كه آيد از او بوى يوسفم * ترسم برادران غيورش قبا كنند خدا را داد من بستان از او اى شحنه مجلس * كه مى با ديگرى خورد است با من سر گران دارد بعزم توبه سحر گفتم استخاره كنم * بهار توبه شكن ميرسد چه چاره كنم سخن درست بگويم نميتوانم ديد * كه مىخورند حريفان و من نظاره كنم
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 276 | الشيخ محمد جواد الخراساني