تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 32

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٣٢
ميزنيد بطوريكه آنها ولايت را معنى ميكنند شما هم تقليدا براى مردم ميگوئيد و مينويسيد و متوجه مقصد نميشويد ، آگاه باشيد كه با اين تفكيك بين نبوت و ولايت چه مقصد دارند و كجا را ميزنند ، بر گرديم بسخن اول ) . باز ميگوئيم كه باعتراف خودتان و باستدلالى كه گفته شد ، كودكى مانع از نبوت يا مرتبهء تشريع كه مساوق با نبوت است ، نيست . اما مانع بودن او از ولايت كه باطن نبوت است از كجا و چه دليلى بر مانعيت داريد جز ادعا و جز اينكه ميگوئيد ولايت امر مهمى است و امر بزرگى است پس شايسته كودك نيست و امثال اين بافتنيها . ولى ما باز در جواب ميگوئيم كه كودكى مانع از ولايت هم نيست بدليل همان آيه متقدمه و آتيناه الحكم صبيا كه خداوند دربارهء يحيى فرموده و ميگوئيم حكم در اينجا بمعنى ولايت است نه نبوت خدا نفرموده و آتيناه النبوة صبيا بچه وجه حكم را بمعنى نبوت ميگيريد شاهد بر آنكه در اين آيه حكم بمعنى ولايت است اين آيه است اولئك الذين‌آتيناهم الكتاب و الحكم و النبوة . حكم را در مقابل نبوت ذكر فرموده ، پس تأويل كردن حكم را به نبوت در آيه يحيى محتاج بدليل است ، القرآن يفسر بعضه بعضا ، پس معلوم شد كه امامتى كه آنها براى حضرت جواد و ائمهء بعد قائلند غير آن امامتى است كه شيعه قائلند پس اينها اثنى عشرى نباشند . بعلاوه آنكه در اينجا اشكال ديگر هم وارد است و آن اينست كه چگونه شد كه ائمه سابق بر حضرت رضا عليه السّلام اظهار اين امر نكردند و به كسى نسپردند و ائمه بعدهم چرا اين واگذارى و سپردگى را تصديق نكردند .