اين علم كه چيزى نيست كه امام هشتم عليه السّلام بفرزندش داده باشد ، بلكه اين علم دادنى نيست و احتياج به دادن ندارد ، اين علم اكتسابى و تحصيلى است . چنانچه فقهاء و همه كس تحصيل ميكنند ، اين نه شرافتى است و نه دادنى و بخشيدنى و كرامت ، پس يكسره بگوئيد حضرت رضا عليه السّلام به كلى فرزندش و ائمه بعد را محروم كرد ، ديگر اين تفكيك معنى ندارد .
و اگر مراد نه علم اتخاذى نقليست بلكه علم اختصاصى امامتى است كه تالى نبوت است . پس اين علم فرقى با ولايت ندارد ، اگر قابليت ولايت نداشت پس قابليت اين علم هم نداشت ، و اگر قابليت داشت پس قابليت هر دو را داشت ، ظاهر ولايت مساوق با نبوت است ، پس چگونه او ميتواند حكم خدا را مانند پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم درك كند و از مبدء اعلا گرفته بخلق برساند و نميتواند ولايت را متصرف شود .
دفع شبهه قضيهء خضر و موسى ( ع )
و اما آنكه شما ميگوئيد هر پيغمبرى ولى نيست موسى پيغمبر بوده خضر ولايت داشته ، اين غلط است و از خرافات مىباشد و ما در محل خود ذكر كردهايم ، موسى عليه السّلام نبى اولوالعزم بود و افضل و برتر از خضر و او هم صاحب ولايت بود ، هيچ پيغمبرى بىولايت نشود ، نهايت ولايتش شدت و ضعف دارد ، خضر مأموريت خاصهاى نسبت ببعضى از امور داشت مانند آنكه مثلا يكى از دربانهاى سلطان مأموريت خاصى نسبت ببعضى از امور از طرف سلطان پيدا كند كه وزير هم مطلع بر او نباشد اين دليل نيست بر آنكه تصرف آن دربان بيشتر از وزير يا برتر و مقتدرتر از وزير باشد ( اى اهل منبر و اى كتاب نويسها كه فريفتهء الفاظ ميشويد و تقليدى حرف