نيست بلكه نام و نشانى هم نيست بطوريكه اگر كسى خواهد بر ايشان اطلاع پيدا كند بايد به كتبى كه در ملل و نحل نوشته شده مراجعه كند پس در مرتبه بقاء محتاج بتأئيد و تقويت صاحبان نيرو و قوى است بنابراين رشتهء تصوف كه در اول بنام زهد پيدا شد تاكنون كه چندين شعبه و تيره شده و به چندين نام منشعب گرديده در هر وقت و در هر زمان توأم با همان اغراض فاسده بوده و هيچگاه خالى از هواها و ادعاهاى بىحقيقت نبوده و بعضى از آنها هم به كلى مضمحل و نابود گشته بجز چند فرقه كه هر يك با كم و زيادى پيرو باقى مانده لكن در مرتبه بقاى اين رشته و بقاى هر نيرهء كه از او باقى مانده بقايش در اثر صاحبان نيرو و قوه بوده اصل حدوث تصوف و شيوعش بنام زهد در زمان حضرت باقر و صادق عليه السّلام شد اگرچه پيش از آن زهد ريائى و غير ريائى وجود داشت لكن بضميمهء گفتار و رفتار و رياضات شاقهء صوفيانه نبود از اينجهت است كه صوفيان در مقام اغواء و تلبيس براى امتداد دادن تصوف را به زمان پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم اشخاصى را كه بزهد ريائى يا غير ريائى معروف بودند جزو متصوفه ميشمارند تا رشتهء تصوف را متسلسلا به پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم يا امير المؤمنين عليه السّلام ميشمارند تا و اين خط است زيرا كه ايشان موصوف بزهد بودند يا ريائى و يا غير ريائى نه موصوف به تصوف ، يا زهد تصوفى و چون حدوثش در زمان باقرين ( ع ) شد علت حدوث آن بود كه چون بعد از فوت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم امير المؤمنين عليه السّلام خانهنشين گرديد و مردم را از اهل البيت كه باب علومند منصرف كردند قهرا فيوضات علميه از ايشان منقطع گرديده خود سبب حرمان از افاضات و بركات چهار امام گرديدند لهذا اين چهار امام عليه السّلام در گوشهء انزوا و زاويهء خمول قرار گرفتند پس از ايشان نشريات علوم
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 233
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صرضوان اكبر إله ٢٣٣