تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 231

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٢٣١
ز هر طرف كه شود كشنه سود اسلام است * بلكه نظر مهم ديگر در كار
است و آن اين است كه كاملا بر سادگان بيچاره كه فريب مغويان را خورده‌اند و تقليدا از آنان ميگويند كه حافظ عاشق حق است يا در عشق امامان سروده ، روشن شود كه نه چنين است ، عشق به حق يا عشق به امامان را اين گونه تجسر بيان لايق و سزاوار نيست اى ساده بيچاره آيا تو روا ميدارى ، نسبت بذات مقدس كبريائى حق يا نسبت بامان خود اين گونه گستاخى و جسورى را ، پس ديگر مگوئيد اين اشعار در عشق حق يا عشق امامان است و از خواندن اين اشعار و تطبيق كردن بر خدا يا امامان خوددارى كنيد بالجمله معلوم شد كه عشق حافظ به پير با اين طرز بيان عشق واقعى نبوده بلكه عشق‌ورزيش مبنى بر مصالح زندگانى بوده

ارتباط سرى حافظ و خرابات با دولتهاى وقت

بلكه از بعضى كلمات و اشعارش استشمام مىشود كه پيوست حافظ با خراباتيان و مراوده او با ايشان بر حسب دستور سرى سلاطين زمان بوده يعنى پليس سرى شاهان به لباس خراباتيان بلكه خراباتيان نيز حزب مخفى سلاطين بودند در مقابل اهل غوغا چنانچه صوفيه عصر بنى العباس حزب مخفى بنى العباس بودند خرج خانقاه و فقراء از وظيفهء خلفاء بود در لباس زهد مردم را عقيده‌مند بخلفاء مىنمودند و آنانرا امام مفترض الطاعة بقلم ميدادند و بيعت آنانرا بيعت خدا جلوه ميداند خلفاء بنى العباس نيز از ايشان تجليلها ميكردند بمواعظ « 1 » ايشان اظهار علاقه
هامش
( 1 ) چنانچه آورده‌اند كه هرون شبى باستماع موعظه بنزد فضيل بن عياض بقيه در صفحه بعد
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 231 | الشيخ محمد جواد الخراساني