ممدوحهاى حافظ را بر سه قسمت كرديم و در سه فصل ذكر كرديم
قسم اول پادشاهان و وزيران و شاهزادگان و اميرزادگان و اعيان و اشراف زمان .
قسم دوم در اشخاص مختلف ديگر كه از غزل كاملا معلوم نيست كه مراد كيست يا از چه صنف است .
قسم سوم درباره پير مغان و در هر سه قسم عمده نظر او در تغزل و تعشق ، تملق و طلب صله است مگر قليلى از امر دان و مغبچگان كه در قسم دوم ذكر مىشود .
قسم اول در مدح و تعشق بپادشاهان و وزيرانو شاهزادگان و اميرزادگان و اعيان و اشراف زمان بطمع صله
و تقاضاى وظيفه
اول بطور اجمال نام ايشانرا ذكر ميكنيم تا فهرست مختصرى باشد سپس غزلها را ياد ميكنيم ، بدانكه حافظ در عصرى واقع شده بود كه ممالك اسلام و بالخصوص مملكت ايران ، ملوك الطوائف بود ، در هر كجا سرى و در هر كشورى افسرى دعوى سلطنت مينمود و جنك و جدال و حرب و قتال در همه جا برپا بود ابتداى اين ملوك الطوائفى از ابتداى شباب حافظ شروع و تا انتهاى عمر او تقريبا تا اندازهاى ختم شد كه سلطنت بر امير تيمور مستقر گرديد لهذا در عصر حافظ شاهان و وزيران و شهزادگان بسيار بودند حافظ چون مردى بود كاسب حرفهاش هم غير شعر نبود .
چنانچه خودش معترف است و توضيحش خواهد آمد لهذا با همه سازش داشت و براى همه شعر ميگفت و از همه استفاده مينمود مخصوصا غلبه با هر كس