انس و مجالس شاهان و وزيران و محافل بحث شعر و طرح اشعار و از محاضر محضر غنا و طرب با آلات طرب از چنك و دف و نى و خود هم خوشآواز بوده و از مطربى سرشتهء وافرى داشته اين جملات كه عرض شد تمام از اشعارى كه ذيلا ذكر مىشود و همچنين از اشعاريكه بعدا ذكر مىشود در باب سلاطين و وزراء و عشقورزيش بتصريح تمام استفاده مىشود و صراحتش هم بقدرى واضح است كه احتياج بدقت ندارد تا توصيه كنم كه دقت فرمائيد يا در مطالعه دقت كنيد بلكه بايد گفت بجاى دقت بر تعجب بيفزائيد كه با اين صراحت لهجه چگونه مغرضين و اغواءكنندگان بر سادگان تلبيس كردهاند و چگونه اين اشعار را براى مردم نميخوانند و يا بيغرضان چگونه از اين اشعار غفلت كردهاند ، و تحت تأثير تلبيس كنندگان قرار گرفتهاند ، آنها هم مانند ايشان تقليدا مىگويند حافظ اهل شراب نبوده يا مرادش از باده و مى بادهء عشق و مى ولايت است ، گو اينكه عشق و ولايت صوفى وجودش كالعدم است ، بلكه عدمش به زوجود است بلكه عشق و ولايت او هم كمتر از شراب نيست ، بلكه بالاتر و بزرگتر است
اشعار غير قابل حمل حافظ در شراب و بادهنوشى
آئينهء سكندر جام مى است بنگر * تا بر تو عرضه دارد احوال ملك و دارا
در حلقهء گل و مل « 1 » خوش خواند دوش بلبل * هات « 2 » الصبوح هبوا يا ايها السكارى
هامش
( 1 ) شراب
( 2 ) يعنى بياور صبوح را يعنى شراب صبحانه را بجينيد و بهيجان آئيد اى مستان باده