تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 103

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ١٠٣
بهر حال مثلا اگر كسى كتاب فقه يا حديث يا تفسيرى براى عالمى هدية ببرد مناسب است و يا اگر سازى براى مطربى ببرد مناسب و براى عالمى غير مناسب است گو آنكه خيلى پر قيمت باشد و از آن كتاب هم پرارزش‌تر باشد بلكه توهين و تحقير است و هكذا امثله بسيار است اين نسبت به حال مهدى اليه يعنى كسى كه براى او هديه مىبرند و اما نسبت به حال مهدى يعنى هديه آورنده باز از حيث چگونگى خود جنس و مقدار ارزشش نسبت به حال اشخاص نيز خيلى فرق مىكند مثلا اگر هديه آورنده شخص بزرگى باشد بزرگتر از گيرنده هرچه هديه از حيث ارزش حقير و كوچك باشد نامقبول نباشد بلكه گيرنده به او افتخار كند مگر اينكه نالايق باشد كه موجب وهن او باشد و اگر هر دو يعنى دهنده و گيرنده مساوى هم باشند اگر از حيث جنس غير لايق نباشد بايد كه از حيث ارزش نيز مناسب با گيرنده باشد و الا توهين است مثل آنكه وزيرى براى وزيرى يا غنى براى غنى در فصل فراوانى خيار يك دانه خيار در سينى بگذارد و هديه ببرد اين هديه بجاى اينكه محبت آورد تباغض ايجاد مىكند و اگر از كوچكى نسبت ببزرگى باشد از حيث وصف موقوف بتمكن او است يعنى بحسب ارزش بهر اندازه كه متمكن است و از حيث جنس موقوف بفهم او و نيت او است .
جائت سليمان يوم العيد قبرة * اتت بفخذ جراد كان فى فيها ترنمت بفسيح القول و اعتذرت * ان الهدايا على مقدار مهديها
از مورچه هم بر حسبفهم او و نيت او بود و هم بر حسب توانائى و لذا در دربار سليمان مقبول افتاد .

تمثيل عشق و ثناى خراباتى و خانقاهى بهديهء عرب باديه‌نشين

و ديگر مناسب از براى تمثيل ، اين قضيه است كه در عهد نعمان بن منذر