تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 100

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ١٠٠
مورد مرد چوپان بيسواد جاهل عارى از فهم و شعور است نه دربارهء امثال شما كه خود را عارف و دانا بلكه بالاتر و والاتر از هر كسى ميدانيد فرضا خداوند او را بجهلش پذيرفته باشد مصحح و مجوز براى ديگران نميشود كه خود را عمدا بجهل بزنند و طريق جاهلانه به پيمايند و الا بعثت انبياء و تعاليم ايشان و ائمه ( ع ) لغو است . مثل اين تقليد . مثل تقليد كردن پسر بيست ساله و سى سالهء است از پسر سه ساله و چهار ساله نسبت به پدر ، بچه سه ساله و چهار ساله هرگونه نسبت به پدر جسور باشد در حضور پدر حركات كودكانه كند بر سر و دوش پدر سوار شود ريش پدر را بكند بلكه سيلى هم اگر بر پدر بزند و با پدر تندى و بدزبانى كند هرگز پدر از اين حركات نرنجد و او را عقوبت نكند بلكه گاه باشد كه پسند هم واقع شود پدر او را ببوسد اما از پسر بيست ساله و سى ساله هرگز چنين حركات مترقب نيست بلكه باندك بىادبى مغضوب پدر و مورد عقوبت واقع شود خداوند نيز درباره پدر و مادر فرموده و لا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا كريما و درباره خود نيز فرموده و لا تقولوا على اللّه الا الحق . محمّد بن سنان از پدر خود نقل كرده كه به حضرت صادق عرض كردم كه فلان در عبادت و دين و فضلش چنين و چنان است فرمود عقلش چگونه است ( مقصود عقل معرفتى است ) گفتم نميدانم فرمود ان الثواب على قدر العقل بعد فرمود كه در بنى اسرائيل مردى بود كه عبادت خدا ميكرد در جزيرهء كه بسيار سبز و خرم و بر اشجار بود روزى ملكى از ملائكه بر وى گذشت و او را در آنجا ديد گفت خدايا اجر و ثوابى كه براى اين بنده مقرر كرده اى به من بنما خداوند مقام او را بوى نشان داد بسيار در