پرش به محتوای اصلی

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحه رضوان اكبر إله 93

پدیدآورندگان:

صرضوان اكبر إله ۹۳
گرچه به نظر ما محض تصوفش كه مقطوع و مسلم است كافيست چونكه صد آمد نود هم پيش ما است ( كل الصيد فى جوف الفراء ) مخصوصا صوفى خراباتى زيرا كه در حقيقت ، تصوف لايبالى بودن بدين است چنانچه در شرح تصوف ذكر شد پس لايبالى بودنش محتاج باثبات نيست بلكه خلافش محتاج باثبات است :
قدح مؤمن نتوان كرد مگر با دو گواه * گمرهى بس بود از بهر گواه گمراه عيب صوفى به همان بس كه بگوئى صوفى است * حاجتت نيست كز و بر شمرى عيب و گناه
اگرچه نيز در نزد ما صوفى اگر اورع وانقى و ازهد و اعبد اهل زمان هم باشد باز به او و قرى نخواهيم گذاشت و او را مرد خدا و شايستهء كرامات و مقامات نخواهيم دانست همچنانكه نسبت باهل غير مذهب چنين ميگوئيم و ميدانيم ولى شرح تفصيل هر يك براى دفع عوام‌فريبى مضلين مؤيد بزرگى است بطوريكه راه را بر فريبنده از هر جهت مسدود مىكند پس ميگوئيم .

فهرست جمله نظريه مستنبطهء ما دربارهء حافظ

حافظ بطوريكه ديوانش حاكى و شاهد است اهل شراب و غنا و رقص بوده عشق‌ورزى با غير حق مينموده با سلاطين و امرا و وزراء و اهل ثروت و عياشها روابط خاص داشته و مدحهاى خارج از حد بلكه خارج از شرع از آنها نموده و از پيران تصوف نيز مدحهاى غاليانه كرده كه اگر معتقد به اين غلوها بوده خالى از شبههء كفر نيست و اگر نبوده ناشى از لايباليگرى