هم كه اگر براى عالمى مثلا شعر بگويد بر همان منوال بگويد يا مجنون عامرى عاشق ليلى بوده براى ليلى خود شعرهاى گفته كه مناسب همان عشقبازى با مثل ليلى است آيا شاعر ديگر هم كه در محبت خدا يا ائمه ميخواهد شعر بگويد بايد اقتباس از مجنون كند اين كمال نفهمى است اگرچه فرض شود اهل علم هم باشد . پس اين كلمه ( هر سخن جائى و هر نكته مقامى دارد ) يعنى چه و جايش كجاست .
قسم دوم از شعراء شعرائى هستند كه دانسته و سنجيده و فهميده دخل و تصرف در اشعار غير ميكنند ، از باب مناسبت بينى محض مانند قسم دوم از اهل منبر كه گفتيم اين قسم بسيار نادرند در اين زمان اهل اطلاع و علم بسيار كم هست هرچه هست از همان قسم مقلده است .
قسم سوم كسانى هستند كه مانند قسم سوم اهل منبر از روى بصيرت و بينائى تغيير در اشعار ديگران ميدهند از باب حميت و عرق دينى كه اين گونه معانى را بر اندام ممدوح شاعر زيبا و رسا نميبيند بلكه از قبيل وضع شىء در غير موضوع له مىدانند لهذا تغيير در بعضى كلماتش مى دهند و بعضى از ابياتش را حذف و اسقاط و بعضى از ابيات اضافه مينمايند و نام ممدوح را تغيير ميدهند و اين قسم معارضهء است و اين حقير نيز اين كار بسيار كردهام پنجاه غزل از غزلهاى حافظ را كه بنام شاهان و وزيران و پيران خود گفته بود و باغراق رفته بود با وى معارضه نمودم و تغيير در وى داده و بنام حضرت ولى عصر عجل اللّه تعالى فرجه يا يكى از ائمه ديگر هر جا بمناسبت تمام نمودهام
اين پنجاه غزل را تغيير كلى دادهام يعنى معارضه با تمام غزل نمودهام و الا از غزلهاى ديگرش نيز معارضه با چند بيت بسيار نمودهام و من حذرا از
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 69
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صرضوان اكبر إله ٦٩