تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 66

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٦٦
آنكه هيچ سواد ندارند ، يا صرف سواد خواندن و نوشتن و شعر گفتن دارند از هيچ مبانى شرع از اصول و فروع اطلاع ندارند ايندسته در اين زمان بسيارند و مرد مرا باشعار خود ميفريبند خداوند اين شيعه ساده را از شر اينها حفظ كند كه دوستيشان بآل محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلم مانند دوستى خرس است ، در روش اشعارشان از شعراى صوفيه تقليد مينمايند و از سبك آنها پيروى ميكنند ذكر مى و باده و خط و خال و زلف و لب و قامت و امثال اينها كه واقعا بسيار ركيك است نسبت به امام عليه السّلام مينمايند ده بيت يا يازده وصف گل و لاله و طيور و باده و قمار مينمايند و به حساب مدح امام زمان عليه السّلام ميگذارند اين نحو تقليد در غير بيسوادان نيز تا حدى مسرى است و مقصد از همه اظهار فضل خويش است نه تنها مدح امام عليه السّلام جماعت بيسواد يا اندك سواددار كه بيش از همين مسموعات تقليدى و اتخاذى چيزى ندارند و اگر خيلى همت كنند كه شعرشان باصطلاح خودشان پرآب‌تر و پرمعنىتر باشد ديوان و از گفته‌هاى او سرمشق ميگيرند و خود را شاعر ميدانند و در عداد شعراء محسوب ميدارند بقدرى هم اين معنى در اين زمان زياد شده و شعراء زياد ، و دامنهء شعر وسعت پيدا كرده كه از حساب بيرون است هر روز هم يكى ديده مىشود كه ديوان شعرى طبع مىكند نفهميده و نسنجيده و ارائه بعالمى نداده بطبع ميرسانند و انتشار ميدهند و بسليقه اتخاذى و تقليدى خود در اشعارشان ذم از علم و علماء و تحريص بر عشق و حقيقت‌طلبى و عرفان و امثال ذالك مينمايند كه خودش معنى آنها را نهميد جز از روى تقليد ( صرفيين چنين كردند ما نيز چنين كرديم ) و پند و نصيحت و امر و نهى و وعظ و انداز همچنان تقليدى به كار