او را شايسته اين بلندپروازيها و اين كلمات نميدانند لهذا از روى عرق حميت ميگويند مثل اين عبارات و اين گفتهها از سر شاه منصور يا شاه يحيى و امثال آنها زياد است و استعمال اينها در آن مورد خبط و بى جا است بايد اينها را رأسا درباره امام زمان عليه السّلام استعمال كرد و دربارهء ديگران حكم غصبيت را دارد پس كانه تصرفى از خود مىكنند و آنها را از غصبيت بيرون ميآورند ايندسته نيز عمل شايسته ميكنند اما بايد مانند دسته سابق تنبيه دهند .
از اينجا نيز حكم شعراء معلوم شد عدهاى از شعراء هستند و بالخصوص امروز زياد شدهاند در اشعار حافظ دخل و تصرف مينمايند يا تضمين مى كنند يا تربيع و تخمين و يا اقتباس و تمثيل و يا تغيير نام ممدوح ميدهند و اضافه و اسقاط در بعضى ابيات ميكنند و بنام يكى از ائمه عليه السّلام تمام مى كنند آنچه درباره غزلى كه قاضى نور اللّه استشهاد كرده بود كه گفتيم تحريف است قصيده بنام شاه منصور است و تحريف شده و گفتيم احتمال ميرود كه تحريف نباشد بلكه تغيير از وجهى صحيحى باشد مقصود از وجه تصحيح همين است يعنى ممكن است تغيير دهنده نظر اقتباس يا گلچين يا تضمين داشته نه اينكه ميخواسته شعر او را تبديل كند كه تدليسى كرده باشد ولى گفتيم اين گونه عمل صحيح است به شرط آنكه شهبهانداز نباشد و در آنجا شبههانداز است و بخصوص كه در خود ديوان اين كار را كرده رفع اشتباه به اين بود كه تغييردهنده اظهار كند كه من معارضه با شعر او كردهام يا چيزى ديگر . يا شعر او را هم ذكر كند نه آنكه به كلى در وضع ديوان تغيير دهد .
بالجمله شعرائى كه اين عمل كنند نيز سه قسمند قسمى مقلدهاند ، يا
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 65
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صرضوان اكبر إله ٦٥