تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 42

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٤٢
اهل تسنن بوده پس سنى بودن او تا مدت چهل و چهار سال مسلم است تا ببينيم اظهار و اقرارش بر ائمه كافى از براى تشيعش در ما بعد هست يا نه دوم چيزى كه استفاده مىشود آنست كه بطور ختم اقلا سيصد غزل از غزلهايش را بطريقهء غير شيعه گفته اگرچه ما مدعى هستيم كه هيچ يك را بطريقهء شيعه نگفته لكن مماشات ميكنيم و ميگوئيم لااقل سيصد غزل ، زيرا كه غزلهاى اين كتاب پانصد و چيزى است غير از قصايد و رباعياتش پس چون مقايسه كنيم و با دورهء عمرش بسنجيم مخصوصا عهد شباب كه خودش را ابياتش تذكر ميدهد كه در عهد پيريش از كار افتاده بوده حد اقل سيد غزل سهم دوره جوانى است كه چهل و چهار سال باشد باقيش هم سهم باقى عمر و آن بيست و يك سال است چنان كه در سنهء هفتصد و نود و يك وفات يافته نتيجه آن خواهد شد كه اين كتاب بر فرض كه گفتهء ما حجت نباشد كه همهء او بر طريقهء غير شيعه است باز هم از اعتبار ساقط خواهد شد و شيعه نبايد توجهى به اين كتاب بكند زيرا كه آن سيصد غزل مشخص و معين نيست ، با بابقى غزلها مخلوط است و چون تميز ندارد از موارد علم اجمالى ما بين حق و باطل و حرام و حلال است و راه انحلال هم براى غير فقيه كامل مطلع تام ندارد پس واجب الاجتناب است پس اين كلمه كه بعضى براى اغوا ميگويند بر فرض كه شيعه نباشد ما چكار بشخصيت خودش داريم حرفهايش كه خوب است انظر الى ما قال ، غلط است و عجب اين است كه عوام هم اين كلمه را ميگويد آخر اى بيچارهء عوام تو هنوز حق را از باطل تميز نميدهى چگونه ميگوئى حرفهايش خوب است .