تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 41

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٤١
ديوان‌هاى شعرا همه‌اش از اين قبيل است يعنى عبارت است از مجموعهء اشعاريكه در مدت عمر خود ميسرايند و بعد تنظيم ميكنند نهايت بعضى خودشان در حال حيات منظم ميكنند و بعضى بعد از فوتشان ديگران تنظيم مينمايند ، ديوان حافظ از آنها است كه حتى تنظيمش بعهدهء ديگران بوده نه بعهدهء خودش يعنى بعد از فوتش تنظيم شده ، پس اين ترتيب مربوط بحافظ نيست ، بلكه نظم دهندگان اين گونه ترتيب را مستحسن شمردند كه چند قصيده كه طويل است در اول كتاب قرار دهند و رباعيات را در آخر و غزلها را بر ترتيب حروف تهجى براى تسهيل و سهولت بدست آوردن در وسط قرار دهند . بسا شده كه غزلى را در آخر عمر مثلا گفته چون الفى است در اول كه باب الف است ذكر كرده‌اند و غزلى را در اول عمر گفته مثلا چون يائى است در آخر كتاب كه باب ياء است ذكر كرده‌اند اين اولا . و ثانيا در همين قصيده خود گويد :
بسال هفتصد و هفتاد بد كه در شيراز * تمام گشت بيك روز جمع اين اشعار
پس اين قصيده در سال هفتصد و هفتاد بوده و در آنوقت از عمر حافظ چهل و چهار سال گذشته بوده تا آنوقت شعرها و غزل‌هاى بسيار گفته بوده ، پس اگر به ترتيب گفته‌ها بود بايد آنها را بر اين قصيده مقدم دارند ، چون دفع اين توهم و مغالطه نموديم اكنون مقتضاى نظر و قضاوت را درباره اين اعتراف بگوئيم . پس ميگوئيم اول چيزى كه از اين ابيات بطور قطع استفاده مىشود كه جاى هيچ تشكيك نيست اعتراف خود حافظ است به آنكه از اول عمرش تا سنهء هفتصد و هفتاد كه چهل و چهار سال از عمرش رفته بوده بر طريقه