تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 36

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٣٦

مقصود و نتيجه از بحث

مقصود ما از اين بحث و تدقيق فقط كسر صولت حافظ است و اسقاط او و كتاب او است از نظر ، كه آلت عوام‌فريبى جمعى از مفرضين شده و بدينوسيله گروه‌گروه مردم را از راه دين بجاده بيدينى سوق ميدهند ، تنها مقصود ما بىاهميتى حافظ و ناشايستگى او و نا اهليتى او است نسبت به اين غلوها كه درباره‌اش ميكنند و اثبات اينكه او از همين مردمان عادى امروزه كه پابند بدين نيستند بلكه يكدرجه هم پست‌تر بوده و اينها كه درباره‌اش ميگويند وضع شىء در غير ما وضع له است ، مقصود جديت و پافشارى در سنى بودنش يا بيدينىاش در مقابل كسى كه پافشارى مىكند كه شيعهء خالص بوده ، يا از اولياء خالص بوده نيست ، بلكه همين اندازه كه ثابت كنيم كه او شايسته مقامات و كرامات نيست كافيست ، بنابراين اول بطور اجمال عقيدهء خود را كه استفاده از كتابش نموده‌ام ذكر ميكنم و بعد شرح و شواهد يك‌يك ميپردازم .

اجمال عقيدهء مؤلف دربارهء حافظ

عقيدهء مؤلف درباره حافظ : عقيده ما دربارهء حافظ بطوريكه خودش ادعا مىكند آنست كه او حافظ قرآن بوده چنانچه گويد :
عشقت رسد بفرياد گر خود بسان حافظ * قرآن زبر بخوانى با چارده روايت 2 - نديدم خوشتر از شعر تو حافظ * بقرآنى كه اندر سينه دارى