است يا نقلى است كه مستند بافواه يا با اشخاص غير معتبر است و يا استنباط از همين كتاب است باز هم اگر بخواهيم منصفانه حرفى بزنيم استفادهء از كتابش بهتر و قوىتر است در گواهى از آن نقلها كه پايش به جائى بند نيست ، پس مائيم و اين كتاب « 1 » ، و چون گويندگان نيز از جنبهء استفاده مختلف شدهاند و سبب اختلاف ناشى از عدم تتبع كامل است و يا از باب اعمال غرض و تلبيس است بنقل بعضى اشعار دون بعض چنانچه خداوند دربارهء يهود فرموده : تجعلونها قراطيس تبدونها و تخفون كثيرا و فرموده قد جائكم رسولنا يبين لكم كثيرا مما تخفون ، يا تلبيس در معنى است باينكه بر وفق مراد خود تحريف ميكنند چنانچه حق درباره يهود نيز فرموده : يحرفون الكلم من بعد مواضعه و فرموده يلوون السنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب و فرموده يا اهل الكتاب لم تلبسون الحق بالباطل و تكتمون الحق و انتم تعلمون عليهذا ما هم به سهم خود در اين ديوان نظر ميكنيم و به تمام اشعارش استدلال ميكنيم و آنچه مقتضاى درايت باشد قضاوت ميكنيم .
اموريكه مورد بحث و نظر است اين چند جمله است : شيعه بوده يا سنى ، صوفى بوده يا نه ، و پيرش كه بوده ، حافظ قرآن بوده يا نه لسان الغيب بوده يا نه داراى كرامت بوده يا نه كشف و شهود داشته يا نه شب زندهدار بوده يا نه اهل عبادت و عمل بوده يا نه اهل عشق بوده يا نه ؟ و اگر نبوده پس اين دادش از چيست ، اينها است كه اسباب بزرك شمارى وى است و ايضا حرفه و فن او چه بوده و از كجا ارتزاق ميكرده آيا اهل شراب و لهو بوده يا خير .
هامش
( 1 ) محققفرد علامه شهر معاصر آقايى شيخ آقا بزرك تهرانى رحمة اللّه عليه در سفر اجر خود بتهران مشرف شدند به آستانه قدس رضوى سلام إله عليه و آن بعد از انتشار اين كتاب بود چون بتهران مراجعت فرمودند بزيارتشان رفتم فرمودند من در مشهد از شما دفاع كردم عرض كردم چگونه فرمودند يكشب مرا بكنند به منزل خود دعوت كرد چون رفتم در آنجا چند نفر كه در لباسها علم بودند نيز بودند صاحبخانه شروع كرد بدگوئى از شما كردن و چون خصوصيت مىباشد ميدانست رو نمىكرد و بزعم خود از تاب خيرخواهى گفت شما فلانى را نصيحت كند كه دست از عرفا و اولياء اللّه بكشد آخر او ببزرگان چكار دارد كتابى در روجانيك نوشته و سير و عهد راه انداخته مگر كارها منحصر بانيكار است بعد شروع كرد در تارهء حافظ سخن گفتن كه چنين و چنان بودهاند چند نفر كه در لباس اهل علم بودند