Skip to main content

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — Page رضوان اكبر إله 33

Contributors:

P.رضوان اكبر إله 33
آن طرف است و گفته‌اند ( الظن يلحق الشى بالاعم الاغلب ) با آنكه تقيه خلاف اصل است محتاج باثبات است و لااقل دو احتمال با هم متساوى است با آنكه احتمال تقيه و بودن بلدبلد اهل سنت از اصل ممنوع است ، چه آنكه در زمان حافظ كه بعد از زمان دبالمه و سلجوقيه بوده شيعه در هر كجا بخصوص در شيراز فراوان بوده و مذهبشان هم فاش و آشكار بوده بعلاوه كه دورهء او بعد از مغول بوده كه شكست سيطرهء تقيه داده بودند و آزادى در همه جا شيوع يافت بعلاوه بعد از سلطان خدا بنده بوده كه ببركت علامهء حلى و شيعه شدن سلطان خدابنده تشيع در ايران فاش و علنى بلكه بر تسنن غالب شد ، بعلاوه چگونه از مخالفين با خود در طريقت تقيه نمىكرد كه كتابش پر از ذم صوفيه خانقاهى است كه بر خلاف صوفيه خراباتى هستند تا بحديكه مىگويد : 1 - كجا است صوفى دجال فعال ملحد شكل ، و از واعظ و فقيه و زاهد تقيه نمىكرد اگرچه مرادش همان واعظ و فقيه و زاهد خانقاهى است ولى بطور عموم ميگفت كه شامل همه مىشود :
1 - واعظاان كاين جلوه در محراب و منبر ميكنند * چون بخلوت ميروند آن كار ديگر ميكنند 2 - گرچه بر واعظ شهر اين سخن آسان نرود * تا ريا ورزد و سالوس و مسلمان نشود 3 - اگر فقيه نصيحت كند كمه عشق مباز * پيالهء بدهش گو دماغ را تركن 4 - اگر اين شراب خامست اگر آن فقيه پخته * بهزار بار بهتر ز هزار پخته خامى