تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 29

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٢٩
را ما اعتماد نمىكنيم تا چه رسد بدلالت او ( ثبت العرش ثم انقش ) سيم از راه استفادهء از كتابش آن را هم كه تفصيلا مورد بحث قرار مىدهيم و عمدهء تاريخ متأخرين كه كتابها را پر كرده‌اند از باب اعمال نظر است نه از باب نقل ، برعكس قدماء . و اما تاريخ قدماء بسيار بسيط و مختصر است و خالى از اينهمه كرامات و بزرگواريها است بلكه خالى از تجليل و تكريمهاى فوق‌العاده است بعلاوه كه آن نويسندگان مانند جامى و سمرقندى و غير هم نيز از صوفيه‌اند و اعتبارى بدانها نيست تاريخ بىطرف و بىغرض در دست نيست پس آنچه براى ما باقى است همين ديوان است ، آثار ديگرى هم كه از حافظ نيست‌پس آنچه مقتضاى نظر و استفادهء از اين كتاب باشد معتمد خواهد بود پس ضمنا معلوم شد كه اگر از متأخرين شيعه ساده‌گان بىغرضى در كتابشان مدحى از حافظ كرده‌اند از روى سادگى يا بعضى از شيعه تراشها مانند قاضى نور اللّه از او تمجيدى كرده باشد نيز گفته ايشان اعتبار ندارد زيرا كه متأخرند و گفته‌هاشان هم مستند بنقل از همان كتب است بعلاوه كه گفتيم در باب اجتهاد و اعمال نظر موثق و غير موثق فرق نمىكند . بعلاوه آنكه از علماى شيعه اگر از مثل حافظ يا صوفى ديگر تعبير مىكنند كه موهم تمجيد باشد نهايت تعبير ايشان اينست كه مىگويند از شيعيان صوفيه يا صوفيان شيعه است يا مىگويند از عرفاء يا از بزرگان عرفا است و هيچيك از ا ين دو عبارت تمجيد نيست مگر آنكه در نظر بىخبران موهم تمجيد است و بسا شده است كه عدهء را بوهم انداخته بلكه عدهء از مؤلفين را نيز بوهم انداخته بلكه بسا شده است كه امثال اين