تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 26

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٢٦
چنين وجهه و موقعيت را بلكه يكهزارم از آن را هم نداشته . اگرچه اين امر مستبعدى نيست بلكه مقتضاى طبع و عادت همين است كه هر كس از برجسته‌گان بشر چه از علما و چه از انبياء و اوصياء موقعيت بعد از فوت خود را در زمان حيات خود نداشتند ولى پوشيده نيست كه وجهه‌هاى بزرگى كه براى هر كس بعد از فوت او حاصل شده يا وجهه‌هاى ملى و اجتماعى است و يا وجه‌هاى دينى است و البته هر يك در اثر قدمهاى بزرك و مجاهدات عظيمى است كه در سبيل آن خدمت برداشته و رنج برده و آثار نفيسه‌اى كه از خود بيادگار گذاشته اگر در راه دين بوده اهل دين از او تقدير كنند و اگر در راه اجتماع اهل اجتماع از او توقير كنند متأسفانه حافظ با اينهمه وجهه‌اى كه يافته هيچ يك از ايندو را نداردنه در اجتماع اثر مهمى بلكه غير مهم نيز از او باقى مانده كه شايسته وجهه ملى باشد و نه در دين از او آثار دينى باقى مانده غير يك ديوان پر از لاطائل كه آن هم مربوط بدين نيست بلكه بر ضد دين است بلى براى صوفيان خراباتى مفيد است كه با مذاق ايشان موافق است حتى آنكه علمى هم نيست كه بگوئيم از علمياتش كسى استفاده كند فقط از جنبه شعريت و ادبيت براى شعراء و ادباء بد نيست ، بجز اين ديوان هم حافظ را كتاب ديگر نيست راستى و واقعا مصداق اين كلمه است ( عزيز بىجهت ) . بلى اين وجههء امروز فقط در اثر تبليغات و تذريقات و نقل كرامات جعلى است كه هر روز براى او وضع مىكنند كه اگر اين كرامات را سند صحيحى بودى باز هم نزد ما اعتبارى نداشت چه رسد به كسى كه مىگويد حافظ چنين و چنان بود ، با اينكه بعد از او به چندين قرن متأخر