است يعنى اگر بسند متصل تا زمان خود حافظ ، نقل را برساند ما آن كرامت را نخواهيم پذيرفت و قبول نخواهيم كرد زيرا كه صوفى و شيخى و سنى نزد ما قابل كرامت نيست چه رسد باينكه نقل اين كرامات به جائى بند نيست بلكه همهاش بسته است بگفتهاندو ميگويندو آوردهاند - و مشهور استو معروف است و منقول است ، اين از نظر گويندگان فعلى كه تقريبا حدود پنجاه يا شصت سال است يا اندكى بيش كه روز بروز وجهه حافظ در ترقى است كه همهاش افواهى است مستند به جائى نيست و و عجب اينست كه نويسندگان هم كه شرح مفصلى دربارهاش نوشتهاند بيش از آنچه در تواريخ است ، مستندش همان افواهى مردم است كتاب را پر كردهاند از گويند و مىگويند ، راستى شگفتآور است عجبتر آنكه باز چند روز ديگر همينها تاريخ مىشود ، تاريخ مستند بگويند و افواهى هاى مردم ، گويند و افواهيهاى مردم مستند بتاريخ ، اگر همه دينها و عقيدهها همينطور باشد حق با آنها است كه به كلى طبيعى و بىدين مىشوند ، حاشا و كلا ، اهل اديان غير از صوفيانند كه اساسشان را بر وضع و جعل قرار مىدهند ، خرقهشان جعلى است ذكرشان جعلى است مرشدانشان جعلى است كرامتهاشان جعلى است و هكذا كه در شرح تصوف گفتيم .
و اما از نظر مورخين :
مورخين بر دو قسمند يعنى كتاب نويسان قسمتى متأخرينند و قسمتى متقدمين و هر يك آنچه نوشتهاند يا از جهت نقل است يا از جهت اظهار نظر و آنچه از تاريخ مورد اعتماد باشد آنست كه از جهت نقل باشد آن هم با اجتماع شرايط يعنى ناقل ، بىغرض و بىنظر باشد و موثق هم باشد يعنى
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 27
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صرضوان اكبر إله ٢٧