باطل در رد باطل ديگر كه مثل اوست و رقيب اوست حرف حقى زده بمحض آنكه چون او رقيب او بوده و غرض رقيبانه داشته ، يا خودش اهل باطل بوده اگرچه در اين گفتهاش كمكى باهل حق كرده و رفع زحمتى از اهل حق كرده حرف حقش را هم بايد بگوئيم باطل است پس انظر الى ما قال كجا شد چگونه اينجا كه موردش هست به او تمسك نمى كنند اما براى خواندن مثنوى و حافظ و جفنگيات ديگر اين طائفه كه هيچ مورد ندارد تمسك ميكنيد .
چون اين مطلب نيز معلوم شد اكنون شروع بشرح حافظ و كتاب حافظ مىكنيم و بايد دانست كه مورد بحث از دو چيز است يكى شخصيت خود حافظ ، و يكى موقعيت كتاب حافظ .
حافظ كيست و كتابش چيست
اما اوليعنى بحث در اطراف خود حافظ و شخصيت او از دو راه است يكى از نظر تاريخ و مورخين يعنى گويندگان و يكى از نظر ديوانش يعنى آنچه از ديوانش ميتوان استفاده نمود و درباره او ميتوان قضاوت نمود .
شخصيت حافظ از نظر گويندگان و مورخين :
حافظ در اين دوره اخير بخصوص در اين زمان در ما بين متصوفه و اهل عرفان بلكه جهال و عوام الناس كه از غير اين طايفهاند نيز در اثر تبليغات و تزريقات وجههء بزرگى پيدا كرده و موقعيت عظيمى در نفوس يافته قبرش مزار است كتابش فالنامه است ، زبور العرفاء است خودش يگانه عاشق حق ، ولى اللّه است ، ولى در عصر خود و ما بعد عصر خود