تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 186

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ١٨٦
روا باشد اگر اين گونه تأويل * دگر در كفر نبود راه تضليل دگر كفرى بعالم نيست موجود * مگر آنكس كه منكر بر خدا بود بهر كس نوعى ، از عشق است بر حق * نماند كفر غير از كفر مطلق بلى صوفى ، براى جلب طالب * كند تصحيح اديان و مذاهب بهر دين و بهر كيشى بسازد * بهر خامى و درويشى بسازد ( جواد ) اين هر هريت شرط صوفيست * ولى بر عاميان ساده مخفى است

اشاره بحقيقت سر مگوى صوفيان

هيچ بر اسرار صوفى آگهى * آنكه در دام افكند يك ابلهى سر همينست و جز اين اسرار نيست * اين چنين سر قابل اظهار نيست سر عارف ، بايدى پنهان بود * ز آنكه اين سرمايه دكان بود ايخوشا عارفان كه بيسرمايه است * مايه او نى حديث و آيه است آيه و اخبار از عارف مجو * بنده سرشو ، مگو سر را بگو

آنها كه اهل علمند گويا كه خفتگانند

اعلام بقاطبهء مسلمين و بالاخص فقهاى عظام از خطر صوفيت و شيوع اين مرض مسرى و با طبيعت بنام عرفان و طلب حقيقت
دردى است بى مداوا همسان بود و با را * بووا گرفته يكسر از شاه و از گدا را دردا كه هم طبيبان زاين درد واگرفتند * آن هم كه مانده سالم غافل بود بلا را