ذكر و وردى خاص هر فردى و ذكرى بالعموم * و اين مقدم بر همه اعمال اسبوع و فصول ( اعمال هفته و سال و ماهها )
اينهمه نامش طريقت ، آنهمى با اذن شيخ * بعد از آن باشد حقيقت دونه صنك المحول « 1 »
دعاوى مختصه باكثر الاماشذ و ندر
مشتركها اين به دو فرقش بضعف و شدت است * بعد از اين دارند هر يك ادعاها و فعول
گاه دعوى تناسخ گاه انكار معاد * گاه هم دعوى وحدت گاه دعوى حلول
گاه سير عرش و گه معراج بر ما فوق عرش * گاه الهام از خدا و گه تكلم بىرسول
گاه ميگويد وليم گاه ميگويد نبى * گاه ميگويد انا اللّه ليس الا ما اقول
رتبه انسان نامحدود باشد نزدشان * تا خدائى هر كسى را هست امكان وصول
سال اول قطب باشد سال دوم قطب دين * سال سوم ميپردز آنجا كه قدارخى السدول « 2 »
آنچه در وصف امامان يا پيمبر آمده * خويش را لايق شمارند و هم از اهل شمول
هامش
( 1 ) سختى و تنگى قحطبها و سالهاى خشك يعنى در اثبات حقيقت چنان راه بر مدعى تنك است مانند تنگى سالهاى خشك و قحط
( 2 ) تا آنجا كه خداوند پرده افكند است از اطلاع