و يا تأمل با ترجيح پس اگر تامل محض است پس قول او بسبب تأمل از حجيت و اعتبار ساقط است چه آنكه او نه نافى است نه مثبت بلكه شاك است ، و شاك قول او اعتبار ندارد ، و اگر ترجيح هم در كار باشد پس بسبب ترجيح ملحق به همان دستهء مدعى است ، پس باز نميماند مگر دو دسته ، دستهاى كه براى خود مدعى هستند و دستهاى كه ايشان را باطل و بر خلاف حق ميدانند ، و اگر كار بدينجا كشيد پس بر هر عاقلى پوشيده نيست كه آن طريق كه هر دو تصحيح ميكنند نهايت آنكه يكى ميگويد مزد و درجاتش كم است بهتر است از آن طريق كه يكطرف مدعى است و مزد و مقامات بسيار برايش قائل است ولى آنطرف ديگر ميگويد هيچ نيست جز و بال و نااميدى و هلاكت .
مثل اين سه تن براى توضيح مطلب
مثل اين سه كس مثل آنست كه شخصى اراده كند كه به قصد تجارت و سودمندى بسوى شهرى رود چون از منزل بيرون آيد به دو راه رسد يكى جادهء عظيمهء واضح و روشن بدون ناهنجارى و خالى از هرگونه صعوبت و مشقتها مسلوك همهء قوافل ، جادهء ديگر كوره راهى تيره كه سلوك نكند وى را مگر عدهء قليلى ( دلگير نباشيد بگوئيد عدهء زيادى از جهت واقع امر گفتيم كه عدهء ايشان نسبتا كمند نه از جهت آنكه بخصوصيت كمى نظر داشتيم و گفته ما مبنى بر كمى است ) چون ميخواهد سلوك جاده كند ، سه نفر را ميبيند يكى بر آن جادهء عظيمه ايستاده ديگرى بر آن كوره راه ديگرى هم در كنارى ايستاده مذبذبين بين ذالك لا الى هؤلاء و لا الى هؤلاء آن دو نفر هر كدام دعوت ميكنند ، آن يكى