بر فقهاء و مانند تأويل تكفير نصارى بر وحدت وجود و تأويل شعبدهء سامرى ايضا بر وحدت وجود و امثال اين كفريات كه اگرنه خوف اطاله ميرفت از تأويلات بارده و فاسدهشان بسيار نقل ميكردم ولى در كتاب حجت قوى بر ابطال مثنوى در تأويلات او بسط كلام دادهام از خداوند توفيق طبع اين كتاب را خواهانم انشاء اللّه ، تطبيق اينجماعت صوفيه مانند تطبيق برادرانشان يعنى فلاسفه است كه نام فن خود را حكمت گذاشتهاند و خود را حكماء ناميدهاند و آنچه در آيات و اخبار مدح از حكمت شده برگفتههاى خود تطبيق و براى گفتههاى خود هم گاهى استشهاد و گاهى تأويل اخبار مينمايد ايندو دسته هر دو از يك پارچهاند .
مخفى نماند آنكه ما منكر نيستيم كه جوجه عارفهاى امروز كه حلقه هاى عرفان دارند و خود را عرفاى متشرعه مينامند چون هنوز در عرفان و تصوف كامل نيستند اگرچه خود را كامل ميدانند و دستگاه ارشاد هم دارند ، ممكن است نظر بقصور فهمشان گول تطبيقات را خورده باشند و واقعا آن رفتار و گفتار را باستناد بياورند و با يك عقيدهء قوى مستند به امام هم كنند پس اگر بر احوال ايشان مطلع شدى بر ما اعتراض مكن كه بعضى از صوفيه و عرفاء جدا و راستى استناد به امام كنند زيرا كه مورد نظر ما اين جوجه عرفاء نيست .
آخرين حجت بر طالب حق
اى طال حق اگر فرض شود كه هيچ اين گفتهها در مادهء تو مؤثر نشود و تشكيكات و وساوس از قلب تو زايل نكند پس اگر در هر چيز شك و وسوسه كنى در اين چيز ترا و هيچ عاقلى را جاى شك نيست كه در امرى